ملا محمد مهدى بن على نقى شريف
139
زاد المسافرين ( فارسى )
داخل نيست و لهذا اين تب را تب خلطى مىتوان گفت و تب عفونى نمىتوان گفت ؛ زيرا كه منشأ اين تب خلط است و عفونت نيست . و ديگر آنكه متعفن شده باشد ؛ اما آنچه از غليان و حدت خون شده باشد بدون عفونت كه مذكور شد قسمى على حده است و در تحت هيچيك از اقسام ثلاثه يومى و عفونى و دقى نيست آن را سونوخس گويند . علامت آن سرخى لون و روى و چشمها و زبان و پرى رگها و تشنگى و شيرينى دهان و ساير علامات غلبهء خون ، چنانچه در صداع دموى مذكور شد . ديگر از علامات اين تب ، اين است كه چنانچه در تب صفرائى لازم حال مريض يك روز سبك و يك روز سنگين است نيست ، بلكه در همه روز يك قرار است . ديگر از علامات ، آنكه سرما و لرز با اين تب نمىباشد . علاج آن در ابتدا فصد باسليق است و اگر در سر سنگينى و صداع بوده باشد ، فصد قيفال بايد كرد و به قدر قوت مريض خون بگيرند ، بلكه به حدى كه قريب به غش رسد خون بگيرند . و بسا باشد كه حاجت به تدبير ديگر نشود و به فصد ، رفع تب شود . و اگر تب رفع نشود منضجى از عناب و سپستان از هريك ، ده دانه ؛ شيرهء تخم كاهو ، دو مثقال ؛ تخم كدو ، دو مثقال ؛ تخم گشنيز ، يك مثقال ؛ شير خشت ، ده مثقال ؛ بنوشند و در روز پنجم مسهلى از عنب الثعلب ، خبّازى ، بيخ كاسنى ، بنفشه ، نيلوفر از هريك ، دو مثقال ؛ عناب ، سپستان ، آلو بخارا از هريك ، ده دانه ؛ تمر هندى ، شير خشت ، ترنجبين ، مغز فلوس از هر يك ، ده مثقال ؛ روغن بادام ، يك مثقال ؛ بنوشند و همچنين در روز ششم و هفتم ، منضج مذكور را و در روز هشتم و نهم ، تكرار فصد يا حجامت ميان شانه نمايند . و اگر سه مسهل كفايت نكند ، در روز دوازدهم مسهلى ديگر بنوشند و غذا شورباى برنج و كدو و اسفناج و تمر و زرشك و غوره ميل نمايند و پهتى