مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

فهرست و پيشگفتار 32

ميزان الطب ( فارسى )

ديگر مخالفت با طب سنتى و حتى كوتاهى در احياى آن چه دليلى مىتواند داشته باشد ؟ حقيقت امر اين است كه مخالفت با احياى طب سنتى ، آن هم بدين گونه كه مورد نظر است نمىتواند دليل علمى و طبى داشته باشد . علت عمده افول طب سنتى در ايران دو چيز است : نخست خودباختگى ماست نسبت به تمدن غربى ، و روى گردانى از هر آنچه خود داشته‌ايم و از هر آنچه نام « سنت » بر آن نهاده شده است . همچنان كه در آغاز مقاله گفتيم ، فرض قبلى و بنياد همه داوريهاى غالب ما اين است كه هر چيز كه به گذشته تعلق دارد ، در خور آدم امروز نيست و هر چه به مغرب زمين تعلق دارد ، خوب و درست و مفيد است . طب سنتى ، يكى از قربانيان فراوان اين طرز تلقى ما از فرهنگ گذشته ماست . ما از خود بيگانه شده‌ايم تا با غير آشنا شويم . غافل از آنكه وقتى از خود بيگانه باشيم ديگر كسى نمىماند تا با غير آشنا شود ، اين است كه از اينجا مانده‌ايم و از آنجا رانده . از طب سنتى بريده‌ايم به همان دليل كه از هنر سنتى دور مانده‌ايم و به همان دليل كه از هر سنتى محروم گشته‌ايم . ما سنت را دوست داريم اما به شرطى كه به ما نزديك نشود ؛ يعنى دوست داريم آن را از دور تماشا كنيم و راجع به آن صحبت كنيم نه اينكه با آن زندگى كنيم . براى فهم علت دوم مخالفت با طب سنتى ، بايد ديد احياى طب سنتى به چه كسانى ضرر مىزند ؛ احياى طب سنتى آن دسته از سرمايه داران بزرگ خارجى و نمايندگان آنها و به آن دسته پزشكانى كه با جان آدمى سوداگرى مىكنند زيان مىرساند . همانطور كه هر اتومبيلى كه در جاده‌ها و خيابانها در حركت است ، از آن لحاظ كه دائماً مصرف كننده لوازم يدكى گران قيمت است ، به منزله يك شعبه مصرف سيّار هميشگى به كارخانه سازنده سود مىرساند . همانطور هم هر انسان ،