مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

فهرست و پيشگفتار 20

ميزان الطب ( فارسى )

نيز معلول تسلط در حال سلامت آن حيثيت واحد مستقل بر بدن مىدانند ، و نظم حاكم بر اعضاء گوناگون بدن را ، از لحاظ انجام وظيفه‌اى كه بر عهدهء هر يك است ، نيز معلول همين امر ، و كم و كيف رشد اندامها را نيز تابع همين نفس مستقل واحد مىشمارند . آنچه گفتيم يكى از تفاوتهاى اساسى اين دو طب بود . فرق مهم ديگرى كه ميان اين دو وجود دارد ، اين است كه هر يك از آنها براى معالجه بيمارى از طريق خاصى استفاده مىكند . طب سنتى اساساً بر استفاده از طبيعت استوار است و براى تبديل مواد طبيعى ( اعم از معدنى و نباتى ) به دارو ، غالباً دخل و تصرف زيادى در آنها به عمل نمىآورد . در حالى كه يكى از مبانى طب جديد اين است كه از داروهاى شيميايى ساختگى ( سنتيتيك ) « 1 » استفاده مىكند و اين فرق مهمى است كه بايد در جاى خود مورد بررسى دقيق قرار گيرد . البته در طب جديد براى معالجه ، از ابزارها و وسايل فيزيكى و فنى پيچيده‌اى نيز استفاده مىشود كه استفاده از آنها در طب سنتى معمول نبوده است . اما اينكه استفاده از كدام يك از اين ابزارها دقيقاً اقتضاى بينش خاص طب جديد است و استفاده از كدام يك از آنها مىتواند مشترك ميان هر دو طب باشد ، امر دقيقى است كه نياز به تحقيقى جداگانه دارد . شايد اگر طبيبان سنتى پيشين نيز با حفظ همان بينش مستقل خود ، امروز وجود داشتند ، برخى از اين وسايل و لوازم جديد طبى را مورد استفاده قرار مىدادند ، و اگر كسى در زمان ابن سينا ، دماسنج طبى اختراع مىكرد بوعلى از چنين اختراعى خوشحال مىشد و از آن نيز در تشخيص ميزان تب استفاده مىكرد .

--> ( 1 ) . . citehtnyS