مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

فهرست و پيشگفتار 18

ميزان الطب ( فارسى )

صاحب نظران ، بعضى از مفاهيم طب سنتى را با توجه به علم جديد مورد تفسير و تشريح قرار داده ، معلوم شده كه اين مفاهيم آن اندازه هم كه مخالفان طب سنتى تصّور مىكنند با اصول علم جديد مغايرت ندارد . « 1 » و بسيارى از خيالات مخالفان ناشى از آن است كه چون در عالم طب سنتى نيستند ، زبان اين طب را درك نمىكنند و فى المثل وقتى گفته مىشود : فلان غذا سرد است و فلان غذا گرم ، تصور مىكنند كه مقصود پايين بودن و يا بالا بودن درجهء حرارت آن است و از اينجا به طب سنتى مىخندند . تفاوتهاى اساسى ميان طب سنتى و جديد اكنون لازم است بعضى از تفاوتهاى اساسى ميان طب سنتى و طب جديد را مورد توجه قرار دهيم : يكى از تفاوتهاى مهم اين است كه در طب جديد ، در مطالعه مرض ، از ابتدا به سراغ عضوى مىروند كه در آن بيمارى ، مورد آسيب قرار گرفته است ؛ يعنى توجه دقيق خود را نه به همان بدن به عنوان يك كل ، بلكه به يك عضو خاص معطوف مىدارند و آن عضو را مورد تجزيه و تدقيق قرار مىدهند و سعى مىكنند آثار آن بيمارى را در اجزاء هر چه كوچكتر مشخص سازند و اگر بتوانند اين پيگيرى را تا حد سلول و ملكول نيز ادامه دهند . اين شيوه كه در طب جديد به كار بسته مىشود يكى از جلوه‌هاى روش عمومى علم جديد است . به طور كلى در علم جديد ، همواره در مطالعه طبيعت ، سعى مىشود كه در اولين قدم ، يك « كل » را تا آنجا كه ممكن است به اجزاء تقسيم كنند و شناخت كل را از شناخت اجزاء آغاز كنند و خاصيت كل را از جمع بندى خاصيت اجزاء بدست آورند ، و مىدانيم كه

--> ( 1 ) . - در اين خصوص مىتوان نوشته‌هاى محققانه دكتر جلال الدين مصطفوى را مورد مراجعه قرار داد .