مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
فهرست و پيشگفتار 15
ميزان الطب ( فارسى )
طبى نمىكاهد ؛ زيرا غرضى كه از طب منظور نظر است ، حاصل آمده كه همان معالجهء بيمارى است ، و بر عكس اگر طبى باشد كه مثلًا به شيوههاى علم جديد ، خاصيت و تأثير مواد مختلف را و لو با تحليلهاى رياضى بيان كند و مراحل بيمارى و درمان را دقيقاً و مو به مو به صورت نظرى تقرير نمايد ، اما در عمل از معالجهء بيمار عاجز باشد ، آن شيوهء طبى ، معتبر محسوب نمىشود . خلاصه اينكه در طب بايد به نوعى « پراگماتيسم » قائل بود و ملاك اعتبار را در عمل جستجو كرد نه در نظر شايد بىمناسبت نباشد حكايتى را از كتاب « فيه ما فيه » مولانا جلال الدين رومى نقل كنيم ، آنجا كه مىگويد : « پادشاهى پسر خود را به جماعتى اهل هنر سپرده بود تا او را از علوم نجوم و رمل و غيره آموخته بودند و استاد تمام گشته ، با كمال كودنى و بلادت . روزى پادشاه انگشترى در مشت گرفت ، فرزند خود را امتحان كرد كه بيا بگو در مشت چه دارم . گفت : آنچه دارى گردست و زردست و مجوّفست . گفت : چون نشانهاى راست دادى ، پس حكم كن كه آن چه چيز باشد . گفت : مىبايد كه غربيل باشد . گفت آخر اين چندين نشانهاى دقيق را كه عقول در آن حيران شوند دادى از قوت تحصيل و دانش ، اين قدر بر تو چون فوت شد كه در مشت غربيل نگنجد . » « 1 » مقصود اين است كه اگر علم باشد ، اما به نتيجهء درست منتهى نگردد ، سودى نخواهد داشت . اگر بخواهيم در اين مورد توضيح بيشترى بدهيم بايد تفاوت نجوم قديم و نجوم جديد را مورد توجه قرار دهيم . از لحاظ نجوم جديد كه بر پايهء مركزيت خورشيد و حركت دورانى زمين بنا شده ، نجوم قديم كه مبتنى بر نظريهء زمين مركزى
--> ( 1 ) - « فيه ما فيه » ، از گفتار مولانا جلال الدين محمد مشهور به مولوى ، با تصحيحات و حواشى بديع الزمان فروزانفر ، چاپ اميركبير ، تهران 1348 ، صفحهء 17 .