مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
فهرست و پيشگفتار 13
ميزان الطب ( فارسى )
اكنون در مغرب زمين كه خود مهد علم جديد است در وجود حقايقى كه درك آنها با شيوههاى علم جديد ميسر نيست ، و يا لااقل تاكنون ميسر نشده ، ترديدى باقى نمانده است ، و مخصوصاً « انسان » موجودى است كه روز به روز عنوان « ناشناخته » بر او بيشتر صدق مىكند و جلوههاى جسمى و روحى معما گونهء تازهاى از او به ظهور « 1 » مىرسد ، و فراموش نكنيم كه طب نيز از آنجا كه موضوع آن بدن « انسان » است و به نحوى با همين « موجود ناشناخته » سر و كار دارد ، از جنبههاى « شناخته نشده » تهى نيست . چرا راه دور برويم ، طب سوزنى را بخاطر آوريم ؛ وجود اين طب به همهء كسانى كه تصور مىكردند چيزى جز آنچه در كتابهاى طبى جديد به قلم آمده حقيقت ندارد ، ثابت كرد كه چنين نيست . طب سوزنى بهترين دليل است بر اينكه بدن را از راههاى ديگرى غير از راه طب جديد نيز مىتوان مورد معاينه و معالجه قرار دارد . اكنون با توجه به اين گونه سنتهاى طبى ، كه مغاير با شيوهء طبى علم جديدند ، مىتوان « سلامت » و « معالجهء بيماريها » را به قلهاى تشبيه كرد كه براى رسيدن بدان راههاى مختلفى وجود دارد . اما در باب اين اعتراض كه « طب سنتى علمى نيست » به گونهاى ديگر نيز مىتوان سخن گفت . كسانى كه چنين عقيدهاى دارند ، مىگويند در دوران جديد ، معلوم شده كه غالب مبانى علوم قديم بىاعتبار است . فى المثل معلوم شده كه در طبيعيات ، آنچه قدما در باب عناصر اربعه خاك و آب و هوا و آتش و حيّز طبيعى و
--> ( 1 ) - به عنوان نمونه رجوع كنيد به كتاب : " Psychic discoveries Behind the Iron curtain " كتابى كه تنها در فاصلهء 1970 تا 1973 ، 15 بار تجديد چاپ شده و در آن يكسره سخن از حقايقى است كه صرفاً در محافل علمى كشورهاى پشت پردهء آهنين مورد توجه و تحقيق است و هيچ يك از آنها تا به حال با موازين علم جديد قابل توجيه نبوده است .