مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
781
طب اكبرى ( فارسى )
نكايت [ يعنى آسيب زدن به ] مقعد و معا عارض گردد زحير . و علامت او ، تقدم سبب است . علاج : براى ارخا و نرمى ، قيروطى كه از موم و روغن بابونه و مقل ساخته باشد بمالند و به روغن كنجد و زيت حقنه كنند و زردى بيضه در روغن گل حل كرده حمول سازند . [ 1108 ] قسم هفتم : آنكه در خلو معده و امعا ترشى خورده شود و بدان سبب زحير افتد . علاج : جلّاب خام و زردهء تخممرغ نيمبرشت و صمغ عربى و گل ارمنى دهند . و در « ترويح الارواح » گفته : « و قد شاهدنا فى الاسهالات التى كان معها زحير شديد ، قد خرج شى كالمعاء مقدار شبر من المقعده فبقى ثلثه ايام ثم اسود و سقط و قد براء منه الشخصان و هلك منه ثلثه اشخاص او اربعة و غلبة الظن انه الطبقه الدخله من المعاء المستقيم » « 1 » . و قال فى « الحاوى الكبير » : « ذكر قوم أنّ قوما من أصحاب الزّحير أصابهم وجع شديد و خرجت منهم به عقب ذلك حجارات من المقعدة » « 2 » .
--> ( 1 ) . ترجمه : « خنجدى [ يا جالينوس ] در ترويح الارواح گفته است : در اسهالاتى كه زحير شديد در آنها بوده است ، ديدهايم كه چيزى از مقعده به قدر يك وجب خارج شد و سه روز ماند و سپس ساقط گرديد . و دو نفر از مبتلايان به اين بيمارى نجات يافته و سه يا چهار نفر ديگر مردند . و ظاهرا اين شىء ، طبقهء داخلى رودهء مستقيم بوده است » . م . ( 2 ) . ترجمه : « رازى در كتاب حاوى كبير مىگويد : برخى نقل كردهاند كه قومى به زحير مبتلا شدند و دردى شديد در ايشان حادث شد و پس از آن سنگهايى از مقعد ايشان خارج گرديد » . م .