مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

771

طب اكبرى ( فارسى )

كهربا و مانند آن دهند . و اگر سبب در امعاء غلاظ يعنى سفلى باشد ، حقنه كنند به ادويهء حابسه . و سزاوار آن است كه دواى مخدّر چون افيون استعمال ننمايند كه خطر كلى دارد . و اگر ضرورت آيد ، بر سبيل شياف به كار برند ؛ به تخصيص كسى را كه نبض ضعيف بود . و اگر بدين كار نگشايد و به تشرّب حاجت آيد ، تا كه افيون را با جندبيدستر و زعفران نياميزند ندهند . و در اين مرض ، گل ارمنى نيم درم با شربت حب الآس و شربت انجبار ، نفع عظيم دارد . و اين حب ، مجرب است : پوست انار ، كزمازو و گل ارمنى ، از هريك برابر شربتى دو درم . و گذاشتن محجمه بر شكم و تا چهار ساعت نهاده داشتن ، در منع اسهال مخصوص است . و آنچه از منع استعمال افيون بىامتزاج او با جندبيدستر و زعفران گفته شد ، بر سبيل احتياط است و گرنه بسيار حبوب افيونى كه جند و زعفران ندارد [ و ] نفع او به تجربه پيوسته بىاحداث مضرّت . [ 1088 ] قسم دوم : اندر سحج « 1 » وى آن است كه سطح درونى امعاء خراشيده شود . و او به حسب اسباب بر شش گونه است : [ 1089 ] نوع اول : آنكه صفرا بر امعا ريزد و سطح آن را از حدّت خود بخراشد . و علامت او ، تقدم اسهال صفراوى است و عوارضات صفرا ظاهر بودن . و وجع روده ، خود لازمهء جميع اقسام سحج است . و در اين اسهال ، نخستين صفرا با خراط مختلط مىبرآيد و بعده [ يعنى پس از آن ] با خون و خراط و لزوجات . پس اگر سحج در امعاء عليا بود ، نشان او درد بالاى ناف است و كرب و بىقرارى و غلبهء تشنگى و برآمدن خون و لزوجات شديد الاختلاط با براز و قلت لبث دوا در امعا . و شدت و خفت اين اعراض به حسب قرب و بعد مكان سحج است از معده . و اگر سحج در امعاء سفلى باشد ، نشان او درد زير ناف است و برآمدن خون و خراط پيش از براز . و اگر با براز مختلط آيد ، شديد الاختلاط نبود . و گاه باشد كه نخستين براز صرف آيد و بعده [ يعنى پس از آن ] خون و خراط برآيد مختلط يا نامختلط با براز . و تقدم خون و خراط و تأخّر آن و اختلاط و عدم اختلاط او با براز ، به حسب وقوع سحج است در مواضع علوى يا سفلى اجزاى امعا كما لا يخفى .

--> ( 1 ) . قاموس القانون : Enteritis ; intestinal abrastion .