مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

764

طب اكبرى ( فارسى )

و كجىهاى بسيار دارد . و منفعت درازى و اعوجاج او آن است كه ثفل در وى دير بماند و زود نگذرد و بدان سبب صفوتى كه در وى باشد ماساريقا بكشد بالاستقصا [ يعنى به‌طور كامل ] . و طبع انسان ، زود زود محتاج به تناول غذا نشود و جهت دير ماندن ثفل در وى . بعد [ از ] او « اعور » است . و أعور از آن گويند كه از يك منفذ بيش ندارد و آنچه در وى از اين منفذ اندر مىشود ، باز از همين منفذ رجع القهقرا مىنمايد يعنى باز پس مىگردد . و رودهء مذكور ، كيسه مانند است و به جانب راست بيشتر ميل دارد و به سوى پشت كمتر . و منفعت اعوريت او آن است كه فزونى ثفل را خزانه باشد و بدان سبب هر ساعت آدمى را احتياج به دفع براز نشود . و نسبت اين روده با ديگر روده‌هاى غلاظ ، همچون نسبت معده است با معاء دقاق ؛ زيرا كه هرچه در معده تمام نگواريده باشد در اينجا بگوارد به حرارت ديگر ؛ و لهذا به جانب راست كه طرف جگر است مايل‌تر است تا از حرارت جگر آنچه در وى است نيكو پخته شود . و اندر علت فتق ، بيشتر همين روده فرو مىآيد در كيسهء خايه ؛ بهر آنكه او به هيچ رباط مربوط نيست . بعد [ از ] او « قولون » است و قولنج ، بيشتر در همين عارض شود . و قولنج ، از نام قولون اين روده ماخوذ است . و رودهء مذكور ، غليظتر است و نخستين به راست ميل كرده پس به چپ باز آمده و فرو سو مايل گشته و قريب به بيغولهء ران چپ رسيده و باز به سوى راست بازگشته است و برابر مهرهء قطن شده فرو سو فرا آمده و به مستقيم پيوسته . و آنجا كه به سوى چپ مىگذرد ، نزديك به سپرز تنگ مىشود و فراهم مىآيد ؛ از آن است كه در ورم سپرز ، ثفل و باد از روده به آسانى برنمىآيد و حاجت مىافتد كه عند اخراج او ، پهلوى چپ را به دست بمالند تا در بر آمدن يارى دهد . و منفعت او همان است كه در اعور گفتيم . بعد [ از ] او « مستقيم » است . و مستقيم از آن گويند كه از قولون تا دبر ، راست قايم است به غير اعوجاج . و اين روده ، اواخر روده‌هاست و بر مهرهء قطن اعتماد كرده و فراخى او نزديك است به فراخى معده . و بعض ليف‌هاى او جاذبه دارد . امّا منفعت جاذبهء او آن است كه از ديگر روده‌ها ثفل را جذب كند و همسايهء خود را پاك دارد ؛ خصوصا قولون را . و منفعت فراخى او آن است كه مخزن ثفل باشد و ثفل در وى بسيار جمع تواند شد . و ظاهر است كه ثفل بسيار دفع كردن آسان‌ترست از دفع كردن ثفل اندك ؛ زيرا كه چيزى