مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

695

طب اكبرى ( فارسى )

[ 990 ] فصل [ اول ] : اندر سوء مزاج جگر « 1 » اين ، بر چهار قسم است : قسم اوّل : آنكه گرم بود علامت وى ، تشنگى مفرط است و تلخى دهن و خشكى زبان و قلت اشتها و قبض شكم و سرعت نبض و سرخى قاروره [ يعنى بول ] و گرمى ملمس موضع جگر و تب پيدا بودن و درد در جگر نابودن . و بدان‌كه هريك علامت بر وجود سبب كه ساذج است يا مادى و ماده كدام جهت است دلالت كافى است ؛ چنانچه بارها ذكر يافته . و ايضا اگر ماده خون فاسد باشد ، گرانى اعضا و شيرينى يا شورى دهن نشان وى است و اگر مادهء صفرا بود ، زردى رنگ و قىء و اسهال صفراوى شاهد وى است . علاج : اگر سوء مزاج ساده باشد ، تبريد كفايت كند . و اگر مادى است ، به حسب ماده تنقيه بايد كرد ؛ چنان‌چه در دموى فصد كنند ؛ خاصه از باسليق ابطى . و اگر از فصد مانعى بود ، حجامت نمايند و طبع را به طبيخ هليله و خيار شنبر آميخته بگشايند و مانند آن هر چه مناسب بود ؛ چون نقوع تمر هندى و آلو و ترنجبين با شكر آميخته و مانند آن . و در صفراوى ، آنچه در دموى است به كار آيد مگر فصد كه بدان حاجت نباشد مگر عند الضّرور . و در صفراوى ، حاجت به تطفيه بيشتر از دموى مطلوب است . آنچه بهر تبريد كبد به كار برند ، آب كاسنى و سكنجبين است و آب انارين و شربت صندل و شيرهء تخم خيارين و لعاب اسبغول با سكنجبين و مانند آن هرچه مبرّد و مرطّب و مخصوص به جگر باشد نوشيدن . و عصارهء كدو و خيار بادرنگ و آرد جو و عدس و فوفل و صندل و گل سرخ و مانند آن بر موضع جگر ضماد كردن . و قلت و كثرت تبريد ، به حسب حاجت است . و آنجا كه تبريد بيشتر مطلوب شود ، دوغ سرد كرده و آب جو كه در

--> ( 1 ) . معالجات واعظى : ILL temperament of the liver .