مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
1354
طب اكبرى ( فارسى )
ترتيب دهد . و يا اشاره مىكند در برخى جاها به « كشكاب جو » ، كه منظور وارد كردن جو در كشكاب است . كشك جو : شيرهء جو و نيز مطبوخ ماليدهء صاف كردهء جو را مىنامند . كشك گندم : شيرهء گندم كه در كتب ادويه يافت نشد و ظاهرا به دستور « كشك جو » ساخته مىشود . رجوع شود به ذيل كشك جو . كلكلانج حار و بارد : در استسقا . كمونى : رجوع شود به ذيل « جوارش كمونى » . گل شكر : همان گلقند است . گلنگبين : همان جلنجبين است . رجوع شود به ذيل جلنجبين . لازق افيونى : در شقيقهء سر . لعوق زنجبيل : در فساد الصّوت . لعوق كرنب : در فساد الصّوت . لوزينه : حلوائى كه از آرد بادام و شكر درست مىكنند . ليمونيه : آش ليمو . رجوع شود به ذيل حصرميه . مادة الحيوة : كه معجون فلاسفه هم نام دارد : زنجبيل ، فلفل ، دار فلفل ، دارچين ، آمله ، پوست بليله ، شيطرج هندى ، زراوند مدحرج ، خصية الثعلب ، مغز چلغوزه ، بيخ بابونه و نارگيل تازه ، هريك ده درم ؛ تخم بابونه ، پنج درم ؛ مويز پاك كرده ، سى درم ؛ عسل مصفى ، دو يا سه برابر همه ؛ به طريق قانون معاجين ، معجون سازند و بعد از چهل و يك روز به كار برند . مقدار مصرف اين دارو از دو تا چهار مثقال است . ماسك البول : در تقطير البول . ماء الاصول : در ماليخوليا و ديگر امكنه نيز ذكر يافته به طريق مختلف . جهت امراض بلغمى گرم : عناب و سپستان ، هريك سى عدد ؛ پوست بيخ كاسنى و پوست بيخ رازيانه ، هريك ده درم ؛ تخم كاسنى و رازيانه ، هريك پنج درم ؛ سورنجان ، سه درم ، همه را در سه رطل آب جوشانيده تا نصف شوند و صاف كرده و هر روز سى درم با ده درم گلقند بنوشند . جهت امراض بلغمى سرد : پوست بيخ رازيانه ، پوست بيخ كرفس ، اصل السوس و خطمى ، هريك ده درم ؛ تخم كاسنى ، رازيانه ، تخم كرفس ، سورنجان ، نانخواه و زيرهء كرمانى ، هر يك پنج درم ؛ انجير زرد ، مويز منقّى ، بيست درم ، همه را در سه رطل آب بجوشانند تا نصف شود و صاف كرده و هر روز سى درم با ده درم گلقند بنوشند .