مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

1349

طب اكبرى ( فارسى )

شياف اصفر : در ضعف بصر . شياف خلوقى : مس سوخته ، سه درم ؛ اقاقيا ، دو درم ؛ كتيرا ، صمغ عربى ، سنبل و زعفران ، هريك يك درم به آب باران شياف سازند . شياف دينارجون : در ظفره . و نسخهء ديگر در سبات . شياف زحير : در زحير . شياف زعفران : در دمعه . و نسخهء ديگر در ضيق . شياف زنگار : در انتشار الاهداب . شياف سماق : در سبل . شياف طرحماطيقان : شادنج مغسول ، دوازده درم ؛ صمغ عربى ، ده درم ؛ زنگار و قلقطار سوخته ، هريك پنج درم ؛ مس سوخته ، چهار درم ؛ افيون و زعفران ، هريك يك درم ، با آب رازيانه شياف سازند . شياف غرب : در ناصور مقعد . شياف كحلى : در بواسير . شياف كندر : در ودقه . شياف ماميثا : سرمه ، توتياى كرمانى ، نحاس محرق و سفيداب قلعى ، هريك يك جزء ، اقاقيا ، نصف جزء ؛ كتيرا ، نشاسته و افيون ، هريك ربع جزء داخل نموده و استعمال كنند . شياف مرارات : در اتساع . شياف ممسك حيض : در سيلان حيض . شياف ويزج : در ظفره . صمغ بلاط : در جراحت عرق . ضماد سك : در حمى بلغمى . ضماد شوصه : در شوصه . طبيخ افسنتين : افسنتين ، پنج درم ؛ گل سرخ ، شش درم ؛ تمر هندى ، بيست درم ؛ ترنجبين ، سى درم ، همه را پخته و ترنجبين در آن حل كرده و صاف نموده و بنوشند . طبيخ حلبه : در ربو . طبيخ خطاطيف : در امراض كليه و مثانه . طبيخ خيارشنبر : پوست هليلهء زرد و تمر هندى ، هريك پانزده درم ؛ مويز بىدانه ، بيست درم ؛ عناب و آلو ، هريك بيست عدد ؛ گل سرخ ، پنج درم ؛ بنفشه ، سه درم - در ضعف معده ، بنفشه ندهند و به جاى آن چند شاخ نعناع بيفزايند - همه را در يك من و نيم آب بپزند تا نيم من بماند بعد آن را صاف كرده و بيست درم فلوس خيارشنبر در صد درم از اين مطبوخ گذارند و به قدرى كه نياز دارند بدهند .