مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
1320
طب اكبرى ( فارسى )
هم مىنامند . سفره : مقعد . سفوف : داروهايى كه پودر مىكنند و مىخورند . سكوب : در صداع ساذج . سكوب : در صداع ساذج كه اولين قسم صداع است ذكر شد . سمائم : بادهايى مسموم است كه در برخى سرزمينها مىوزند و از مسافران نقل شده است كه اين بادها را در برخى بيابانها ديدهاند . اين بادها ، داراى علائمى چون تيرگى و شدّت حرارت و بدبويى است كه وقتى به دماغ برسد ، احوال را متغير كرده و كرب و اضطراب قلب و غشى ايجاد مىكند . سماقيّه : به دستور حصرميّه ساخته مىشود كه گذشت اما به جاى غوره از سماق استفاده مىشود . سمك رضراضى : در ماليخوليا . سمك رضراضى : نوعى ماهى است كه در آبهاى پرسنگ و ريگ مىباشد . سموم : بادهائى مسموم كه در برخى سرزمينها مىوزند و از مسافران نقل شده كه آنها را ديدهاند . و علائمى چون ؛ تيرگى و شدت حرارت و بدبوئى دارد . سميد : نانى كه سبوس آن را كاملا گرفتهاند . سوده : سائيده شده . سوء ترتيب در اكل : در امراض معده در فصل ضعف الهضم و غيره . سوء مزاج مختلف و مستوى : در دوار . شبخوارى : غذا خوردن در آخر شب و در مدت دو سه ساعت مانده به خواب را مىگويند كه در نظر طب سنتى امرى مذموم است و پرهيز از آن براى سالمان و خصوصا مريضان و بالاخص در برخى مرضها لازم است . شرائين سباتيه : در دوار . شرط : تيغ زدن در حجامت . شظايا : جمع شظيه . شظيه : ريزهء استخوان . شعلاء : رنگى از رنگهاى چشم كه به سرخى مىزند . شموم : آنكه چيزى ببويند ؛ خواه تر باشد يا خشك . شهلاء : چشم سياه رنگى را گويند كه مايل به سرخى باشد ، ميشى . شياف : شياف ، جمع شافه است و آن بر دو نوع كلى است : اگر براى امراض چشم و بينى استفاده شود ، چنين است كه ادويهء لازم را پودر كرده و با عصارات و