مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

1308

طب اكبرى ( فارسى )

كه از نقره برتر است . و نقره ، مغاكى را گويند كه بر پس سر متصل به گردن است . و دو داغ ديگر ، بر پس هر دو گوش بر جايگاه درز قشرى . [ 1820 ] طريقهء داغ درد سر و شقيقيهء مفرط و آنكه او را خوف نزول الماء بود : شريان صدغين را كه بزرگ است داغ كنند و بعضى سلّ نمايند و بعضى پوست صدغ بشكافند و شريان را برهنه سازند پس داغ نهند تا بسوزد و سرها اندر كشد و بدان سبب رطوبت در وى گذر نيابد . و در شقيقه و نزول الماء نيز ذكر يافته . [ 1821 ] طريق داغ شعر زايد : نخست موى فزونى را از پلك بركنند به موچينه و آلت باريك سوزن مانند [ را ] گرم كرده برين موى گذارند . و باشد كه بن هر دو موى را يك داغ كفايت مىكند و اين آنجاست كه به هم متصل باشند و الّا هر موى را داغ علىحده بايد كرد . و بعضى به ادويه داغ نمايند و اين ، چنان باشد كه داروى سوزاننده بر پشت چشم طلا كنند بر آن موضع كه تشمير كردن رسم است هم بر آن شكل و بدان مقدار كه تشمير كنند . و دارو [ را بايد ] يك روز نهاده دارند و ديگر روز بشويند و پاك نمايند تا روز سوّم دارو نهند و هم‌چنان ديگر روز دارو بنهند و ديگر روز [ بشويند ] تا كه پوست آنجا سياه و سوخته شود ، پس اسفنج در آب گرم‌تر كرده بگذارند تا پوست سوخته بيفتد [ و ] بعده [ يعنى پس از آن ] ادويهء قابضه استعمال نمايند چون اقاقيا و مازو و شبّ يمانى و طين قبرسى . و اگر پلك به هم باز نشيند و متقلّص [ يعنى درهم ] گردد ، مرهم داخليون و موم روغن طلا نمايند . و داروى سوزاننده اينست : آهك آب نارسيده و صابون و بورهء ارمنى برابر بسايند و به آب خاكستر چوب بلوط و انجير و بول كودكان نابالغ بسرشند و بر پلك به دستورى كه گفته شد به عمل آرند . [ 1822 ] طريق داغ غرب ؛ يعنى ناصور گوشهء چشم : بايد كه ناصور مذكور را به پاكى بردارند تا استخوان ظاهر شود و بنگرند كه استخوان درست و پاكيزه است يا قدرى تباه شده : پس اگر تباه باشد ، لختى از آن [ را ] بتراشند و بعده [ يعنى پس از آن ] به آلتى باريك سوراخ استخوان را داغ دهند [ و ] چون داغ خواهند داد ، نخست اسفنج يا پنبه به آب سرد تر كرده بر چشم گذارند تا گرمى داغ به چشم نرسد و داغ يك بار اگر كفايت نكند دو بار يا سه بار ميل گرم همىكنند و در سوراخ گذارند تا چنان شود كه منفذ به سوى بينى بگشايد . و نشان گشاده شدن منفذ به داخل بينى آن است كه دهان و بينى بيمار [ را ] بگيرند پس تفحص