مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
1297
طب اكبرى ( فارسى )
صيد مىپرد ] . و اين عنكبوت را پايهاى خرد و سفيد بود و نقطهء وى مايل به سياهى باشد و از گزيدن وى حكاك و عرق سرد افتد . تدبيرش آن است كه حضض و روغن گل و سركه كه درو بيخ كرفس جوشانيده باشند طلا نمايند . فايده : عنكبوت جهنده كه دست و پاى او دراز باشد ، از گزيدن او درد معده و قىء و دشوارى بول و براز عارض شود و اين بد و كشنده بود . علاج او : مثل علاج رتيلا است و رتيلا حيوانى است مشابه به عنكبوت . [ 1778 ] نوع پنجم : در گزيدن كرپاسه كه سام ابرص و چلپاسه گويند : از گزيدن او قلق و تب و سيلان رطوبت فاسد ظاهر شود و در محل لذع درد دايمى باشد ؛ زيرا كه دندانهاى او آنجا بماند . علاج : تدبيرى كنند كه دندانها برون آيد و اين ، چنان باشد كه روغن و خاكستر بمالند يا ابريشم برو مالند يا حرير برو كشند [ و ] پس از آن خاكستر [ را ] به روغن خمير كرده آنجا گذارند . و اگر درد دايمى بود و بدان تدبير زايل نشود ، به دهان بمكند مكيدنى نيك و آب گرم كه درو سبوس جوشانيده باشند ريزند و ترياق رتيلا سود دارد . و اگر قدرى حرير بر كارد بپيچند و بر محل لذع بگردانند و راستا و چپا و پيش و پس بكشند ، دندان زود برآيد . و صوف ريزه كرده به اسبغول آميزند و به آبى كه صمغ عربى در آن حل كرده باشند آميخته آنجا گذارند زمانى و بعده [ يعنى پس از آن ] به رفق بردارند كه دندان به زود به درآيد . و نشان برون آمدن دندانهاى او آن است كه تب مفارقت كند و كبودى موضع برود و صديد از سيلان بازماند . [ 1779 ] نوع ششم : در گزيدن سالامندرا : و او جانوريست مشابه كرباسه و چهار پاى دارد و دم كوتاه و سر دمش سياه و گردن [ او ] باريك باشد و آن بزرگتر و پهنتر از سام ابرص بود و لون وى ابلق زرد و سياه باشد و در كان نوشادر بسيار بود و گويند كه در آتش نسوزد و سنگ بدان كارگر نشود و از جمله سموم قتاله است مانند ذراريح . و مضرت زهر او آن است كه درد شديد و حرارتى همچون آتش در باطن احداث كند و آماس گرم آرد و زبان بسته شود و يا سنگين گردد و بر اعضا افتد و خدر شود و باشد كه جايگاه گزيدن او سياه گردد و باشد كه عفن شده بيفتد .