مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
1285
طب اكبرى ( فارسى )
آيد پس آب صافى نمايند و مغز نارجيل در آن آب مانند صندل بسايند و طلا نمايند ، حرقت و گرمى فى الفور زايل كند . و صندل سپيد و سرخ طلا كردن سود دارد . و سرگين گاوميش نازائيده ماليدن كه همان ساعت از شكم برآيد ، گفتهاند كه اثر تمام دارد . و چون خشك شود ، به دوغ غسل كنند . و آنجا كه بدن ممتلى و مستعد عفونت باشد و آماس قوى بود ، بدين تدبير زوال نگيرد و بايد فصد كنند و مسهل دهند تا بدن از كفيدن [ يعنى تركيدگى ] محفوظ ماند و در جمله حال ، فصد فايده دارد و زود ازالهء ورم مىنمايد . [ 1732 ] مويزج : اعراض او مثل اعراض ذراريح بود . علاج : مثل علاج ذراريح باشد . [ 1733 ] سداب : تناول او ، سوزش و لذع و تب دق آرد . علاج : بعد از قىء و حقنه ، ترياق فايده دارد . [ 1734 ] ثافسيا و دفلى : خوردن اينها ، سوزش حلق و معده و سرخى وجه و احتباس بول و براز و ورم زبان و قراقر و نفخ شكم و تنگى نفس و غشى آرد . علاج : بعد از قى ، به شير تازه غرغره فرمايند و كشك جو به روغن گل نوشانند و جندبيدستر به سركه و عسل به خاصيت سود دارد . و تخم سداب نيز به خاصيت مفيد است . و شير و مسكه نافع است . [ 1735 ] خربق ابيض : خوردن او اسهال و خناق و خفقان و مغص و حرقت بول و باد در شكم آرد . علاج : شير و مسكه و روغن و پنير تر با عسل دهند و شورباى چرب مرغ فربه خورانند و به ربوب قابض دفع اسهال نمايند و به ارزن گرم تكميد شكم فرمايند . [ 1736 ] جندبيدستر : خوردن او سرسام آرد ؛ خاصه اگر سياه بود . علاج : به طبيخ شبت و سپستان قىء آرند و عقب او شربت ليمو و دوغ ترش و شير خر و آب سيب و به و فادزهر دهند . و حماض و اترج و ليمو ترياق وى است . [ 1737 ] عنصل : خوردن او درد اندرون و درد سينه و اسهال خون آرد . علاج : شيرهء خرفه و آب فواكه قابض و شير به آهن تف داده و تخممرغ نيم برشت بدهند . و جملهء آنچه مانع اسهال خون بود و لعاب بهدانه نفع دارد . [ 1738 ] قشر برنج : خوردن او ، ورم زبان و درد معده و روده آرد .