مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

1264

طب اكبرى ( فارسى )

[ 1681 ] فصل [ هفدهم ] : اندر تدبير كسى كه او را به سياط يعنى تازيانه يا به چوب زده باشند و بدان سبب گوشت او زير پوست از هم متفرق شود . علاج : پخش كنند به دست يا به پاى تا اجزاء گوشت هم به جاى خود بنشيند و بعد [ از ] استواء لحم ، بگيرند خرقهء كتان و سرد كنند و بر آن محل مضروب پيچند و هر چون كه خرقه گرم شود ، متبدّل سازند . و مرهم اسفيداج طلا كردن جهت تسكين درد و تبريد و توثيق و تشديد عضو نفع تمام دارد . و بهترين علاج آن است كه بعد [ از ] استواء گوشت ، بگيرند پوست گوسفند كه همان لحظه از گوشت او جدا كرده باشند و بر آن عضو مضروب پيچند و تا كه خشك شدن آيد بدارند . قال « جالينوس » : « إن أخذ جلدة الكبش من ساعة حين يسلخ فيوضع على موضع الضرب ممّن يجلد ، نفعه أكثر من كل شىء حتى إنّه يبرئ الضرب فى يوم و ليلة » « 1 » . و آنجا كه به سبب ضرب خون زير پوست بميرد [ و ] محتبس گشته ، بايد كه مغز نان و ترب ضماد فرمايند ؛ « لأنّ الخبز يليّن و الفجل يحلّل و يجلّى » .

--> ( 1 ) . ترجمه : « جالينوس مىگويد هرگاه پوست گوسفندى كه تازه سر بريده‌اند را فورا بكنند و بر محل ضرب كسى كه كتك خورده بگذارند ، از هر چيز بهتر است و حتى اثر ضرب را در يك شبانه‌روز التيام مىدهد » . م .