مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

1261

طب اكبرى ( فارسى )

[ 1668 ] فصل [ شانزدهم ] : اندر سقطه و ضربه او چند گونه است : [ 1669 ] يكى ، آنكه با وى ورم گرم و تب و تفرق الاتصال و نزف خون هيچ نباشد . علاج : چيزى كه عضو را محكم كند چون مغاث و گل ارمنى و اقاقيا و برگ سرو و صبر و ماش مقشر به آب آس ضماد نمايند و اگر آنجا فى الفور حجامت كنند مع الشرط نفع تمام دهد . [ 1670 ] دوم ، آنكه ورم گرم و تب نيز يار [ يعنى همراه ] بود . علاج : فصد كنند يا محاجم نهند و گل سرخ و عدس مقشر و گل ارمنى و ماميثا و صندل و فوفل ضماد نمايند و به حسب حرارت تب ، مبرّدات دهند و ماش و برنج و نخود و عدس غذا فرمايند و بعد [ از ] زوال تب ، جهت تقويت عضو ، ريوند ، يك جزء وفوه و لك منقّى و گل مختوم ، از هريك نيم جزو كوفته و بيخته از دو درم تا چهار درم به نقوع نخود بنوشانند و ضمادى كه در اوّل گفته شد به عمل آرند . [ 1671 ] فايده : موميائى خالص خوردن و ماليدن ، در كسر و وهن و خلع نفع تمام دارد و مع هذا بالخاصيت درد ضربه و سقطه را ساكن مىسازد . [ 1672 ] سوّم ، آنكه بر سر افتد . علاج : هرگاه سقطه و ضربهء قوى بر سر افتد ، به زودى فصد كنند [ از ] قيفال يا اكحل و بعده [ يعنى پس از آن ] به حقنهء نرم و به نقوع فواكه طبع را نرم سازند و گلاب و روغن گل و اندك سركه در هم زده بر سر مالند و برگ آس و گلنار و پوست انار در آب و قدرى سركه بجوشانند و اندك عود نرم كرده در آن آميزند و طلا نمايند . و سك و قصب الزّريره با شراب همين عمل دارد . [ و ] چون سه روز از وقوع ضربه بگذرد ، مغز سر مرغ خورانند ؛ فانها مع ما يغتذى يقوى الدّماغ و يقطع النزف العارض من حجبه . [ 1673 ] چهارم ، آنكه سقطه يا ضربه بر سينه و صدر افتد و بدان سبب رگى از اندرون بشكافد و نزف خون آرد .