مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

1258

طب اكبرى ( فارسى )

علاج : نخستين جهت خشك شدن زرداب و پاك گشتن از چرك ، قرحه را به گلاب كه خاكستر درخت انگور در آن آميخته باشند بشويند و اگر قوىتر خواهند ، به آب درياى شور يا به آب صابون كه به دو اندك زرنيخ و نوشادر مخلوط كرده باشند بشويند و بعد [ از ] شستن ، پنبهء كهنه به شراب تر سازند و به ذرور اصفر كه از انزروت و صبر و مرّ و دم الاخوين و كندر و افيون و زعفران ساخته باشند آلايند و در قرحه گذارند و هم‌چنان مىكنند تا به شود . و اگر بدين‌ها نغز نگردد [ يعنى بهبودى نيابد ] ، شكافند و گوشت فاسد را از نواحى او به آهن يا به ادويهء حادّ بزدايند تا گوشت سرخ ظاهر شود بعده [ يعنى پس از آن ] مدمّلات به كار برند . و بدانند كه شكافتن ناصور ، به غايت صعب است خاصّه اگر در قرب عصب يا عضوى شريف باشد . [ 1664 ] نوع پنجم : اندر قروح ساعيه « 1 » او آن است كه مجتمع نبود و خشك‌ريشهء بزرگ نيارد و رطوبت و زرداب نيز دايم مترشح باشد ازو و اين رطوبت چون بر جلد و گوشت صحيح رسد آن را نيز فاسد سازد . و تب ، لازم اين قرحه است لشدة عفونته . و باشد كه خفقان آرد و قروح بلخيه از جمله اين است . علاج : فصد كنند و مسهل صفرا دهند و جهت تعديل ، آب انارين و آب تمر هندى خورانند و بعده [ يعنى پس از آن ] دردى خمر چند بار طلا سازند تا حدّت او ساكن شود و فساد او به حوالى سرايت نكند و پس از آن توتيا و مردارسنگ و كاغذ سوخته و اقليمياى نقره و تراب نحاس و تراب بوتهء نحاس و ماميران نرم ساخته و به سركه يا به شراب طلا نمايند . و غذا ، آش غوره و سماق و زرشك و اسباناخ به گوشت مرغ و بزغاله سازند . [ 1665 ] فايده : تراب نحاس چيزى است خاكستر مانند كه چون مس را بگدازند بر آن پديد مىآيد و آن را شيشه‌گران به كار مىبرند و او در تجفيف و تنقيه و اندمال قروح و منع انتشار شديد الاثر است . و تراب بوتهء نحاس ، عبارت است از بوتهء گلين كه مس در آن مىگذارند .

--> ( 1 ) . قاموس القانون : Creeping ulcers .