مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
1247
طب اكبرى ( فارسى )
بربندند و نگشايند تا كه گوشت برويد و به هر طرف جراحت منطبق گردد . آنجا كه قطع رگ ممكن نباشد ، داغ دهند به « مكوىّ » ذهب كه به آتش سرخ كرده باشند و داغ عميق كنند تا به عمق جراحت رسد و مطلب حاصل گردد ؛ زيرا كه اگر داغ به عمق جراحت نرسد ، خشكريشه ضعيف آرد و او به ادنى چيزى ساقط گردد و به آفت قوىتر از اوّل مبتلا سازد . فايده : صمغ بلاط كه بالا ذكر يافت ، دوايى است مركب كه همچون بلوط بسازند و او [ را ] ضماد كردن بر جراحت منع سيلان خون مىنمايد و قوى الاثر است . و تركيب او دو گونه است : يكى آنكه رخام يا سريش كه از پوست گاو سازند بياميزند و بلوط مانند حب بندند . دوم ، آنكه صبر ، مرّ و دم الاخوين و علك و انزروت و صمغ عربى ، هريك يك جزء ؛ بسد و زاك ، هريك نصف جزء [ همه را ] كوفته به آب صمغ عربى بسرشند و بلايط سازند . [ 1655 ] انتباه : سركه ، با وجود تبريد و قبض منفعتى ديگر دارد و آن آن است كه غوّاص است و به عمق مىدرآيد و استعمال او در جراحات قايم مقام داغ است ؛ لهذا قطع مىكند سيلان را از هر موضع كه باشد . [ 1656 ] مقالهء [ دهم ] : اندر جراحتى كه شظاياى استخوان در آن باشد علاج : زراوند مدحرج ضماد كنند تا ريزهاى استخوان برآيد بعده [ يعنى پس از آن ] به التحام جراحت كوشند به استعمال كندر و مرّ به عسل يار [ يعنى مخلوط ] كرده . و پوشيده نيست تا كه ريزهء استخوان در جراحت بود ، التحام صورت نبندند . و آنجا كه در جراحت استخوان پوسيده فاسد شده باشد ، نشان او فساد و ترهّل و استرخاى گوشت اينجاست . علاج : گوشت گنده را به آهن يا به ادويهء اكاله دور كنند و تا كه به دوا افناى او ميسر آيد ، آهن را كار نفرمايند ؛ زيرا كه آهن گاه باشد كه به شظاياى عصب و عروق رسد و آفت ديگر آرد . بالجمله ، بعد از آنكه گوشت فاسد دور شود به آهن يا به دوا [ و ] استخوان هويدا گردد ، بايد كه استخوان پوشيده را به « مجرد » [ يعنى آلت تراشيدن ] و چيزى ببرّند يا به « مبرد » [ يعنى سوهان ] بخراشند تا كه استخوان صحيح ظاهر شود و اگر