مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

1233

طب اكبرى ( فارسى )

[ 1629 ] فصل [ يازدهم ] : در فساد الاطراف بالبرد بايد دانست گاه باشد كه از رسيدن سردى مفرط ، دست و پا مترهّل و متعفن و سياه شود و همچون ابدان مرده گردد . « و إنّما اختصّ القول بفساد الأطراف لأنّ ضرر البرد بها اكثر من ساير البدن لبعدها عن ينبوع الحار الغريزى و لدوام انكشافها و ملاقاتها للبرد » « 1 » . علاج : در اوّل امر يعنى هنگامى كه كبودى ظاهر شده باشد و بس امّا فساد و عفونت راه نيافته [ و ] متورم نگشته ، بشتابند و روغن زيت و زنبق و رازقى و ديگر روغنهاى گرم نيك بمالند . و اگر ورم پديد آمده باشد ليكن سبزى و سياهى ظهور نكرده ، بايد كه به طبيخ اكليل و بابونه و شبت و سبوس و تين الحنطه و شلغم و كرنب و شيح و نمام و مرزنگوش و حلبه و تخم كتان هرچه به هم رسد اطراف [ را ] در آن گذارند و بشويند و طبيخ گرم بايد . و آب گرم فقط نيز مفيد است . و بعد از برآوردن اطراف ازين طبيخ ، روغن‌ها بمالند و عدس نرم كوفته به شراب بجوشانند و بر آن گذارند . اگر بعد [ از ] تورم اطراف سبزى يا سياهى ظهور كرده باشد ، بايد كه در آن موضع شرط عميق زنند و بعده [ يعنى پس از آن ] در آب گرم گذارند و نهاده دارند و خون برآمدن دهند تا كه خود بايستد پس بيرون آرند و گل ارمنى به آب و عسل و سركه طلا سازند و بعد [ از ] زمانى به شراب نيم گرم يا به آب و سركه روزى چند كرت [ يعنى چند مرتبه ] بشويند تا كه قرحه خشك شود و در محلّ شرط گوشت برويد . اگر بعد [ از ] تخضر و تسوّد عفونت در اطراف افتد ، بايد كه برگ چغندر و كرنب بپزند و به روغن گاو و مسكه بسرشند و آنجا گذارند و همين ضماد مىكنند تا كه گوشت گنده و

--> ( 1 ) . ترجمه : « بحث فساد ، تنها در مورد دست‌ها و پاها مطرح شده ؛ زيرا ضرر سرما در آن‌ها بيشتر از ساير اعضاى بدن است ؛ چون از سرچشمهء حرارت غريزى كه قلب باشد دور هستند و بعلاوه معمولا پوشيده نيستند » . م .