مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
1229
طب اكبرى ( فارسى )
[ 1623 ] فصل [ هشتم ] : در انتفاخ و حكهء اصابع گاه باشد كه در هنگام سرما و خريف وقت صبح و شام انگشتان بخارند و دميده گردند از جهت احتباس فضول در آن . و اين حالت صفراوى بدن را بيشتر افتد . علاج : براى تفتيح مسام و تحليل ماده ، به آب درياى شور يا به نمكاب آب به طبيخ چغندر يا به طبيخ شلغم يا به آبى كه انجير و كرنب يا عدس مقشر و كرسنه و ترمس جوشانيده باشند انگشتان را بشويند و زمانى در همان بدارند و بمالند و انجير در شراب پخته ضماد نمايند . و اگر بدين قدر منقطع نگردد ، آب بنج بريزند ؛ « فانه يبرد تلك الابخره و يقطعها و يسكن لذّعها و حدتها و الحكه الحادثة عنها » « 1 » .
--> ( 1 ) . ترجمه : « آب بنج ، آن ابخره را خنك كرده و ريشهكن مىكند و گزش و تيزى آنها و خارش حادث از آنها را از بين مىبرد » . م .