مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

742

طب اكبرى ( فارسى )

گرم درآيد و استحمام نمايد . و سكنجبين تنها يا با شيرهء كاسنى آميخته بنوشند . و اين نوع ، سهل العلاج است . [ 1035 ] [ قسم ] دوم : [ يرقان حاصل از سوء مزاج گرم جگر ] ؛ [ يعنى ] آنكه عارض شود سوء مزاج گرم در جگر و بدان سبب مستحيل شود غذا به صفراى غير طبيعى و سرايت كند با خون در ساير بدن . و علامت وى همان است كه در سوء مزاج جگر گذشت . و صفراوى و شدت زردى بول يا سياهى آن پيدا بود . و بالاى بول ، كفك زرد باشد . و اين قسم ، در اكثر با حمى سونوخس مىباشد ؛ « لاختلاط الصّفرا بالدّم » . علاج : جهت تبريد جگر ، آب انارين و ماء الشعير و جز آن از اشربه و اغذيه و اطليه كه در سوء مزاج گرم جگر ذكر يافت استعمال نمايند . و جهت تنقيهء صفرا ، طبيخ هليله و آب رائب كه به سقمونيا تقويت داده باشند به كار برند . و مطبوخ فواكه يا نقوع فواكه به حسب حال همراه شير خشت يا ترنجبين ، ملينى موافق است . و بعد از تنقيه ، باز به تبريد جگر توجه بايد كرد تا مقصود حاصل شود . [ 1036 ] سوّم : [ يرقان حاصل از سوء مزاج گرم مراره ] ؛ [ يعنى ] سوء مزاج گرم حادث گردد به مرار . و بدان سبب صفرا بيشتر منجذب شود به مراره و از كثرت كميت و فرط حرارت موضع ، جوش زند و در بدن پراكنده گردد . و علامت وى آن است كه : يكبارگى پديد آيد به غير سببى خارجى . و بول در ابتدا سپيد بود و بعده [ يعنى پس از آن ] زرد شود و پس از آن سياه گردد و در آخر ميل به غلظت نمايد . و فرق در اين قسم و در آنكه از سوء مزاج گرم جگر افتد ، آن است كه در كبدى ، شهوت كم مىگردد و تشنگى بسيار و قاروره هم از ابتدا سرخ مىباشد و رنگ تمام بدن به زردى مىگرايد مگر روى كه به كمودت ميل دارد . و قىء صفراوى رنج مىدهد . و فرق در اين قسم و در يرقانى كه از سدّهء جگر افتد آن است كه سدّى اندك‌اندك ظاهر مىشود و به تدريج به استكمال مىرسد ؛ به خلاف اين نوع كه دفعة مىافتد و از آثار سوء مزاج جگر و سدّه معرّا بود . علاج : جهت تبديل مزاج مراره ، شربت آلو و انار و سكنجبين سادهء ترش دهند با شيرهء كاسنى و شيره لبلاب آميخته . و براى تنقيه ، طبيخ هليلهء زرد و شاهتره و افسنتين و آلو به كار برند . بدان كه مراره كه آن را زهره گويند و تلخه خوانند ، كيسه‌اى است عصبى [ و ] يك تو