مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
1223
طب اكبرى ( فارسى )
[ 1616 ] فصل [ چهارم ] : اندر هزال « 1 » و سمن « 2 » مفرطين بايد دانست هرگاه احوال بدن متغير شود [ و ] از حدّ اعتدال به لاغرى يا به فربهى مفرط گرايد ، به آفت عظيم مستعد مىگردد بدن چنانچه گفته آيد . قسم اوّل : در تسمين يعنى فربه ساختن . [ 1617 ] آفات كه در بدن مهزول كثير الورد است ، سرعت انفعال است از هر امرى و حركتى نفسانى و بدنى و خارجى چون غم و هم و حمّام و سهر و جماع و حركت و ملاقات أشياى صلب و هواى گرم و سرد و امثال آن . و ايضا مهزول مستعد مىباشد مر حدوث حميات عفنه را به سبب غلبهء صفرا و شدت احتباس خون در رگها ؛ زيرا كه منفعت گوشت در بدن بسيار است كما لا يخفى . اسباب هزال ، شش گونه است : يكى ، غذا كمتر خورند و بدان سبب بدل ما يتحلّل نرسد و بدن بكاهد . دوم ، آنكه غذا به غايت لطيف خورند و از غايت لطافت ، زودتر و بيشتر تحليل بايد و بدن بهره نيايد ؛ لهذا اطّبا گفتهاند : « من يريد تسمين بدنه يختار من الاطعمه اغلظّها » . سوّم ، آنكه غذاى فاسد و نامطبوع خورند و خون فاسد از آن حاصل آيد و جهت فساد ، طبيعت آن را جزو بدن نسازد . چهارم ، آنكه در اعضا سوء مزاج پديد آيد و بدان سبب غذا كمتر جذب كند . پنجم ، آنكه در احشا آفتى باشد ؛ چنانكه در جگر و ماساريقا سدّه افتد و بدان سبب غذا به اعضا چنانچه بايد نافذ نگردد ؛ يا عظم در طحال پديد آيد و از جگر سودا جذب ننمايد و بدان سبب قوت جگر سست شود و مزاج او فاسد گردد و در توزيع غذا فتورى رو
--> ( 1 ) . قاموس القانون : Atrophy . ( 2 ) . قاموس القانون : Obesiti ; undue fatness .