مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

1217

طب اكبرى ( فارسى )

[ 1609 ] باب [ بيست و هفتم ] : در امراض متفرقه اين باب ، مشتمل است بر چند فصل : [ 1610 ] فصل اول : در قمل و صيبان « 1 » قمل ، شپش را گويند و صيبان ، جمع صوابه و صوابه ، چيزى است سپيد آويزان و منظوم [ يعنى چسبيده ] به موى كه آن را بيضهء شپش گويند . و ببايد دانست كه مادهء شپش ، فضول رطب ردّى است كه طبيعت آن را به ظاهر جلد دفع كند و او به واسطه غلظت از مسام بر نيايد و در عمق جلد محتبس ماند و در آنجا عفن شود و به قمل مستحيل گردد و از مسام سر برزند . و اين علت ، بيشتر كسان را افتد كه غسل كمتر كنند و چرك در ابدان اينها جمع ماند و در غسل جنابت و حيض تاخير نمايند . و ايضا خوردن انجير ، ماده را به ظاهر دفع كند . علاج : آنجا كه بسيار پديد آيد ، بايد كه بدن را به فصد و مسهل پاك كنند و بعده [ يعنى پس از آن ] جهت تنقيهء جلد ، به آب شور غسل فرمايند و برگ دفلى و مويزج و خبث الفضّه و بادام تلخ يك جا كرده طلا نمايند و قسط و زراوند و زرنيخ به سركه و زهرهء گاو سرشته طلايى مفيد است . و به طبيخ چغندر و پودينهء كوهى و برگ سرو و ترمس شستن بدن سود دارد . و تجديد ثياب زودزود و پوشيدن حرير و كتان نافع‌ترين چيزها است . نوعى است از قمل كه آن را قمقام گويند . و وى ، آن است كه در مسام چسپيده و

--> ( 1 ) . قاموس القانون : Pediculus corporis ; body louse .