مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

1193

طب اكبرى ( فارسى )

اين طلا نفع دارد : بگيرند گوگرد و تفسيا و فرفيون و خردل و بيخ نى و سم بز سوخته و خاكستر يبروج صنمى به آب ترب و زيت كهنه طلا سازند و بعد از آنكه سر تراشيده باشند ، تدهين روغن لادن و ناردين نفع تمام دارد . [ 1572 ] فايده : يبروج صمنى ، سراج القطرب را گويند . و آن ، نباتى است بر شكل آدمى كه دست و پاى و ساير اعضاى انسان دارد و در وسط سر او برگ‌ها روئيده است و خاصيت وى آن است كه هركه او را بركند ، همان ساعت بميرد و آن را به حيله برمىكنند چنان كه سگ يا حيوانى ديگر را همراه او مىبندند بعد [ از ] خالى كردن بيخ او و آن را مىخوانند به هر وجهى كه باشد تا كه او به حركت آيد و آن نبات برمىآيد از بيخ پس آن را گرفته مىآورند و آن حيوان مىميرد . نوع چهارم : آنكه از خون پديد آيد . و علامت او ، سرخى موضع است و ديگر علامات غلبه دم ظاهر بودن . علاج : رگ زنند و حجامت كنند يا زلو چسپانند و به اصلاح خون كوشند و بعده [ يعنى پس از آن ] آن محل را به خرقهء درشت يا به زوفاى تر يا به پياز عنصل يا به سير و خردل بمالند پس از آن تفسيا و فرفيون طلا سازند و هرچه در صفراوى گفته شد نفع دارد . [ 1573 ] فايده : تفسيا را ثافسيا نيز گويند و آن ، صمغ سداب است .