مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

1184

طب اكبرى ( فارسى )

[ 1564 ] فصل [ چهارم ] : اندر شقوق اطراف و وجه و شفه « 1 » يعنى ترقيدن دست و پاى و روى و لب . علاج : موجب شقاق اگر اسباب خارجيه بود ، چون گرمى مجفف و سردى مكثّف و غسل به آب قابض چون شبّيه و زاجيّه و مانند آن ، بايد كه مليّنات جلد استعمال نمايند مانند موم روغن و همهء روغن‌ها و پيه‌هاى مرطبه خاصه روغن بادام و روغن كنجد و پيه ماكيان و پيه بط . و اگر موجب وى اسباب داخليه بود ، چون سوء مزاج يابس ، بايد كه در ترطيب كوشند به تشرّب البان و ادهان مرطّبه و در مادّى ، تنقيهء خلط نمايند به مسهل مرطّب . و بعد [ از ] تبديل و ترطيب ، طلا نمايند چيزى كه مرطّب و مغرّى بود و براى هر عضوى طلايى مخصوص است : امّا در شقاق وجه ، شمع و زوفاى رطب و پيهء بط و نشاسته و كتيرا و لعاب بهدانه و روغن گل مرهم ساخته طلا كردن نفع دارد . در شقاق لب ، روغن گل و روغن حنا و پيهء بط و پيهء بز ماده و علك البطم و شاخ ايل سوخته ، جمله به هم سرشته نهادن سودمند است . و بالاى او بايد كه پوست اندرونى بيضه بچسبانند تا ادويه را خشك شدن ندهد و تا دير بدارد . و اين پوست بيضه تنها بر لب نهادن ، شقاق موذى را دفع كند . و مازو نرم كوفته به عسل يا روغن زيت و علك البطم و چربى بط همين عمل دارد . در شقاق بدن ، كنجد و بنفشه نرم كوفته و به روغن و چربى سرشته مفيد است . در شقاق قدمين ، زفت رطب تنها و علك كه در زيت حل كرده باشند و در وى زيت پخته يا پياز عنصل كوفته به هم سرشته بر نهادن سريع الاثر است . در شقاق عقب - يعنى پاشنه - مازو و كتيرا كوفته و بيخته و با چربى بز كه گداخته باشند سرشته ماليدن جليل النفع است . و روغن سندروس فقط و قنه به روغن اكارع

--> ( 1 ) . معالجات واعظى : Chappedhands .