مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
1179
طب اكبرى ( فارسى )
برآمده به موضع او چسپد . علاج : تدبير او از فصد و مسهل [ و ] استعمال مجلّيات همان است كه در كلف گفته شد . و از آنكه مادهء او غليظتر و عسر التحليل ، است اگر از ادويه جاليه منقلع نگردد ، بايد كه آن را به سوزن بكاوند [ يعنى زخمى كنند ] و خون بسته كه در وى است به آهستگى برون آرند [ و ] بعده [ يعنى پس از آن ] به سركه بشويند تا خون بسته بتمامه دور شود و دهن رگها بسوزد تا ديگر نريزد و پس از آن ، موم روغن استعمال نمايند تا به كند . [ 1558 ] مقالهء [ ششم ] : اندر خضرت « 1 » وى آن است كه موضعى از جلد سبز نمايد به واسطهء افسردن خون زير او . و اين ، چنان باشد كه بر عضوى ضربه افتد يا سقطه و بدان سبب رگ ليفى كه در آنجا است بشكافد زير پوست و خون از روى برآيد و بسته گردد يا از خارج جراحتى افتد در پوست و رگ و به سبب ضيق جراحت خون به فراغت برنيايد و زير پوست جمع آيد چنانچه بعد [ از ] فصد تنگ مشهود مىگردد . علاج : جهت تذويب و تحليل ، برگ كرنب يا برگ ترب يا پودينه يا زرنيخ و اشق يا نطرون و سركه ضماد نمايند . و اگر اين دوا كفايت نكند ، نظر كنند كه خون به جميع منجمد شده است هنوز يا نه ؟ اگر منجمد نگشته ، به سوزنها بكاوند تا خون برآيد و اثناء برآمدن خون را پاك همىكنند تا بتمامه برون آيد . و اگر منجمد شده باشد و تذويب را در آن مدخل نباشد ، بايد كه از يك جانب پوست را به مبضع چاك سازند و بردارند چنانكه خون بسته ديده شود پس آن را به سر سوزن آهستهآهسته برون آرند [ و ] بعده [ يعنى پس از آن ] در آنجا نمك سائيده بمالند و نطرون و علك البطم ضماد نمايند . [ 1559 ] فايده : خضرت كه بعد [ از ] ضربه پديد آيد و هنوز درد ضربه و حرارت باقى باشد ، هيچيكى ازين تدابير نشايد كرد تا كه الم ساكن نشود .
--> ( 1 ) . قاموس القانون : Greenness .