مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

1170

طب اكبرى ( فارسى )

كردن آبله [ انجام دهند ] . هرگاه آبله تمام برآيد و هفت روز بگذرد و تمام پخته نباشد ، بنگرند : آنچه بزرگ باشد به سوزن زر يا مس بشكافند به آهستگى و آب او به خرقه نرم برچينند و بعده [ يعنى پس از آن ] گل سرخ يا برگ مورد يا برگ سوسن كوفته و بيخته يا صندل و چوب گز سوده و زير دامن دود كنند . امّا در تابستان ، گل مورد و صندل صواب‌تر است و در زمستان ، برگ سوسن و چوب گز تبخير كردن بهتر . و اگر موضعى ريش گردد ، گل سرخ و كندر و صبر و انزروت و دم الاخوين بسايند و بر ريش افشانند . و اگر آبله بزرگ و بسيار آب باشد ، برگ گل سوده با آرد ارزن با آرد جو در فراش اندازند و بيمار را بر آن خوابانند . و اگر پوست خراشيده شود ، برگ سوسن را از شاخ جدا كنند و بر آن برگ خوابانند و برگ گل خشك و مورد خشك بر خراش پاشند . و اگر بر ريگ نرم خوابانند ، سخت نيك باشد و نفع او در يك روز پديد آيد . اگر دير خشك شود ، از نمكاب چاره نباشد . امّا آنجا كه پوست خراشيده باشد يا آبله شكافته بود ، نمكاب نشايد رسانيد تا تمام پخته نشود و نمك دور بايد داشت . و صواب آن است كه عدس سرخ و برگ گل سرخ و چوب گز تراشيده اندر آب بپزند پس در آن آب نمك اندر افكنند و پنبهء پاكيزه نرم بدان تر كرده بر آبله نهند و آن آب به دو رسانند و اگر حرارت قوى بود ، قدرى كافور و صندل سوده اندرين آب حل نمايند . و برگ بيد سوده و برگ زعرور و اسپيداج ارزيز و مرداسنگ سوده پراكنند . و آبله را كه ريش گردد ، مرهم كافورى نفع دارد . و هم‌چنان ريش اگر در بينى بود همين مرهم كافورى استعمال بايد كرد . چون آبله خشك شده باشد ، تدبير ازالهء خشك‌ريشه بايد كرد . تدبير سر خشك‌ريشه دور كردن : بدان كه خشك‌ريشه آن پوست را گويند كه بر ريش‌ها پديد آيد ؛ پس هرگاه آبله خشك شود و خشك‌ريشه بماند ، بنگرند : اگر خشك‌ريشه خشك باريك باشد و زير او هيچ ترى نبود ، بايد كه قطره‌يى روغن نيم گرم بر وى زنند يا چكانند تا زودتر بيفتد و بهترين روغن بهر اين كار ، روغن شير پخته [ يعنى روغن كنجد ] تازه است امّا اگر بر روى استعمال خواهند كرد ، روغن پستهء تر استعمال بايد نمود و روغن شير پخت دور بايد داشت ؛ زيرا كه از روغن كنجد نشان آبله در روى مىماند . و اگر خشك سطبر بود يا اندر زير او رطوبتى باشد كه آن را به آهستگى بردارند بىاستعمال روغن و