مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

1163

طب اكبرى ( فارسى )

علاج : مرهم زنگار و ادويهء حادّه استعمال نمايند تا كه توته فانى شود و گوشت صحيح ظاهر گردد و باشد كه به حك بزدايند و بعد [ از ] افنا و استيصال ، به اندمال كوشند به مراهم احمر اگر آنجا حرارت باشد و اگر حرارت در آن نبود ، مرهم اسود به كار برند . [ 1530 ] مقالهء [ سى و نهم ] : اندر داخس « 1 » آن ، ورم گرم است كه در بيخ ناخن حادث گردد با درد شديد و ضربان و تمدد قوى و اگر ورم عام بود بر تمام بيخ او ، ناخن بيفكند . و بسيار است كه به سبب شدت درد تب آرد . و سبب او ، مادهء غليظ دموى است كه درين محل ريزد . علاج : فصد كنند و مسهل دهند و جهت تعديل مزاج ، آب جو و مانند آن نوشانند و اندر ابتدا ، مازوى سبز و سركه يا چرك آهن به سركه يا اسبغول به سركه طلا نمايند [ و بايد ] هريك ازين [ ها را ] بر برف سرد كرده [ باشند ] و انگشتان در برف نهادن همين عمل دارد . و اگر وجع مفرط بود ، بنج و افيون به سركه طلا سازند ؛ پس اگر ازين تدابير وجع ساكن شد و صحت روى نمود ، فهو المقصود و الّا روغن زيت نيك گرم كنند و انگشت در آن نهند تا به تحليل رود . و اگر بدين هم دفع نشود ، تخم كتان و تخم مرو ضماد نمايند تا ورم پخته شود پس آن را به مبضع سر دهند و آنچه در وى است برون آرند [ و ] بعده [ يعنى پس از آن ] به مراهم مدمّله مندمل سازند . فايده : ادويهء طلا بر برف سر كردن و انگشت مؤوف در برف نهادن و در اطليهء مبرده قويه افراط نمودن ، وقتى سزاوار است كه ماده اندك بود و حرارت او به شدت نباشد و الّا لا يجوز ذلك كما قال « شارح الاسباب » فى هذا الباب : « إذا كانت المادّة يسيرة شديد الحرارة ، فالثلج يسوّى مزاجها و يضمر حجمها و إلّا فإنّه يغلّظ و يمنع التحليل و يسدّ المنافذ فلا يتنفّس الحارّ الغريزىّ فى العضو و يتعفّن فيه الدم و غيره من الموادّ فيسودّ و يموت العضو بآخره » « 2 » .

--> ( 1 ) . قاموس القانون : Paronychia ; whitlow ; onychia . ( 2 ) . ترجمه : « كرمانى » در اين بحث گفته است : اگر ماده اندك و كم حرارت باشد پس برف مزاج آن را به اعتدال برگردانده و حجم آن را كم مىكند و در غير اين صورت ماده را غليظ كرده و منع تحليل آن كرده و منافذ را مىبندد و در نتيجه حرارت غريزى عضو هم تنفس نمىكند و لذا خون و ساير مواد در آن متعفن شده و عضو را سياه كرده و در نهايت مىميراند . م .