مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
1160
طب اكبرى ( فارسى )
[ 1523 ] مقالهء [ سى و سوم ] : اندر بثور لبنى « 1 » آن ، بثرهء سپيد است كه بر بينى و پيشانى برآيد و چنان مىنمايد كه گويى نقطهيى از شير است و چون آن را بفشرند چيزى شبيه به روغن منجمد برآيد . علاج : پس از تنقيهء بدن و دماغ به حب اياره و مانند آن ، بايد كه بشورند روى را به مجليات چون آرد كرسنه و پوست تخممرغ و استخوان سوخته و قيموليا و آرد باقلا . و اگر ازين نفع نيابد ، خربق سپيد ، دو حصه ؛ ايرسا ، يك حصه ، به هم سرشته با سركه ضماد سازند يا تخم كتان و گل سرخ و شونيز با سركه . و اگر قويتر خواهند ، خاكستر چوب انگور با سركه ضماد سازند . [ 1524 ] مقالهء [ سى و چهارم ] : اندر بنات الليل « 2 » آن ، بثور صغار است كه در هنگام سرما و وقت شب بروز نمايد با خارش و خشونت . و خاصهء اوست كه چون بخارند ، اگرچه خارش زمانى بايستد امّا بعد [ از ] خاريدن درد پديد آيد و از آنكه در شب بيشتر افتد ، بنات الليل خوانند . و سبب اين علّت ، انقباض مسام است و احتباس آنچه در زير جلد است . علاج : پس از تنقيهء بدن به فصد و اسهال ، در توسيع و تفتيح مسام كوشند به استحمام و تمريخ و دلك و باقى علاج ، همان است كه در حكّه ضبط يافته . و ماليدن آب كرفس و دردىّ سركه نفع دارد . [ 1525 ] مقالهء [ سى و پنجم ] : اندر ثاليل « 3 » آن ، بثور صلب شديد الصّلابت مستدير الهيئت است و مفرد او ثولول است بالواو او بالهمزه بحسب اختلاف القولين . و وى چند نوع بود : يكى ، آنكه منكوس باشد يعنى به گوشت در رفته بود . دوم ، آنكه متشقق و بزرگ و مستدير باشد . سوّم ، آنكه سر وى چون سر ميخ بزرگ بود و بيخ او باريك باشد و اندرون بدن فرو رفته بود و اين را مسمارى
--> ( 1 ) . قاموس القانون : Acne . ( 2 ) . قاموس القانون : Urticaria . ( 3 ) . قاموس القانون : Warts .