مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
1158
طب اكبرى ( فارسى )
[ 1521 ] مقالهء [ سى و يكم ] : اندر قوبا « 1 » آن را كزيون « 2 » گويند . و وى خشونتى است كه در جلد ظاهر شود با خارش و بىدرد و رنگ او يا سرخ مىباشد يا سياه و در اكثر آن ، درشتى [ آن ] همچون دايره باشد و وى گاهى ساعى بود و گاهى واقف و گاهى زود گذرد و گاهى مزمن شود و گاه باشد كه از مزمن ، پوستها [ يى ] ريزد همچون فلوس ماهى و گاه باشد كه از قوبا زرداب ترشح كند و اين همه به حسب حدّت و خباثت و كثافت و لطافت ماده ظهور مىيابد . بالجمله ، سرخ ، زود علاج پذيرد و به غايت غليظ نباشد و سياه ، دير به شود و سطبر باشد . بايد دانست كه قوبا سه مرتبه دارد و علاج هر مرتبه جدا است : امّا مرتبه اوّل ، آن است كه نو پيدا شده و در گوشت سرايت نكرده [ باشد ] . و مرتبه دوم ، آنكه اندك تاثير در گوشت كرده باشد . و مرتبه سوّم ، آنكه در غايت شدت و غلظت بود و در گوشت اثر تمام كرده باشد . علاج : تا كه در مرتبهء اوّل است ، به اطليهء خفيفه زايل شود ؛ چون روغن گندم « 3 » يا چرك دندان روزهدار با آب دهان او يا آس يا مغاث و يا سركه يا چربى مرغ و بط يا موم روغن كه درو كتيرا يا صبر حل كنند . يا صمغ آلو و غيره در سركه حل كرده يا هليله به سركه سائيده يا حضض به سركه گداخته هركدام كه ازينها به هم رسد به كار برند . تدبير مرتبهء دوم آن است كه علق يعنى زلو برو گذارند و اطليهء قوىتر از اوّل استعمال
--> ( 1 ) . قاموس القانون : Ringworm . ( 2 ) . در نسخهيى « كربون » است اما در اكسير اعظم ، ج 4 ، ص 436 ، « كريون » و « بريون » ضبط شده است . م . ( 3 ) . طريق روغن كشيدن از گندم اين است كه بگيرند گندم پاك ، يك رطل و آن را در شيشهء آبگينه نهند و او را به گل حكمت درگيرند و در دهان او ليف خرما يا جز آنكه چون شيشه را سرنگون سازند ، مانع انحدار گندم شود امّا روغن از آن بپالايد بگذارند پس به طريق چوده روغن از آن بگيرند . مصحح مىگويد : اين ترجمهء مؤلف نارساست رجوع شود به « شرح الأسباب و العلامات » ، ذيل همين بحث . م . طريق ديگر آن است كه گندم را بر سنگ صاف گذارند و به آهن تابه مانند به آتش گرم كرده بر وى نهند و چيزى ثقيل بالاى وى گذاشته بخش كنند و آنچه ازين گندم عرق مانند به اطراف او برآيد بگيرند و به كار برند . روغن گندم ، اكثر قروح خبيثه را ماليدن دارد .