مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
1123
طب اكبرى ( فارسى )
[ 1469 ] مقالهء [ دوم ] : اندر سقاقلوس « 1 » آن ، ورم خبيث عظيم است كه از خون غليظ حادث شود و از عظمت و غلظت ، منضغط سازد رگها و شريانهاى آن محل را پس به واسطه انسداد مداخل نسيم و منع ترويح حرارت غريزى ، آن عضو فرو مىرود و خون او عفونت پذيرد و آن عضو را باطل و سياه سازد و فساد آن به حوالى او نيز سرات كند . و مقدمهء اين مرض را غانغرايا گويند ؛ چنانچه در امراض دماغى نيز ذكر يافته . علاج : اگر اين مرض در ابتدا بود و بدان حد نرسيده باشد كه حرارت غريزى را فروميراند و اعضا را گنده و سياه سازد ، به زودى شرط زنند بر ورم و شرط عميق بايد زد چنانكه به جايگاه و مادهء فاسد رسد ؛ زيرا كه مقصود ، برآوردن همان خون فاسد است كه مايهء فساد از وى است . و قال « جالينوس » : « الشرط الخفيف هاهنا سبب لفساد العضو و إهلاكه و العميق سبب البرء و الصّلاح ؛ لأنّه يخرج المادّة الفاسدة » « 2 » . و بعد [ از ] پاكى زدن و خون برآمدن ، چيزى كه منع عفونت كند و رطوبات گنده را قطع سازد طلا نمايند بر آن عضو ؛ چون آرد كرسنه با سكنجبين سرشته يا گل ارمنى و مازو و شب يمانى باريك ساخته و با عسل آميخته و مانند آن . و هرگاه كه به [ مرحلهء ] تسويد عضو و اماتت [ يعنى ميراندن ] حرارت او رسيده باشد ، فى الفور قطع آن عضو نمايند تا فساد او به ديگر اعضا سرايت نكند ؛ زيرا كه در اين وقت به جز قطع علاجى نيست . و اگر قطع ممكن نباشد ، حوالى او را داغ كنند تا فساد از او ديگر اعضا بازماند و بعد [ از ] قطع به مدمّلات رجوع نمايند . فايده : هرگاه مادهء اين علت بدانند كه روى به جمع آورده ، به زودى آن را پخته سازند و بشكافند و در نضج ، محلّلات مرخيه به كار برند ؛ زيرا كه [ اگر ] اين ورم صلب شود ، علاج كمتر پذيرد ؛ پس اگر به صلابت ميل نموده باشد ، گاهى مليّن گذارند و گاهى محلّل تا باشد كه صلبتر نشود و به ابطال عضو نگرايد .
--> ( 1 ) . معالجات واعظى : Sphacelus . ( 2 ) . ترجمه : « جالينون » گفته است كه : تيغ سطحى زدن بر اينجا سبب فساد عضو و نابودى آن است ولى تيغ عميق سبب بهبودى و اصلاح آن است چون مادهء فاسده را [ كاملا ] بيرون مىكشد . م .