مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
1113
طب اكبرى ( فارسى )
بحران بيشتر و قوىتر باشد ، همان را يوم البحران بايد شمرد ؛ خاصه كه يوم الانذار نيز بر آن گواهى دهد و آن روز يوم الباحورى بوده باشد و هو الاصح . [ 1458 ] تنبيه : حدّ بحران امراض مزمنهء صيفيه آن است كه در زمستان زايل شود و مزمن شتّائيه در تابستان زوال گيرد و بحران سرسام گرم و مانند آن بيشتر اندر يازده روز بگذرد . [ 1459 ] بايد دانست كه بحران تبهاى محرقه و غب ، يا به عرق باشد يا به قىء يا به اسهال . و بحران محرقهء خالص به رعاف بود . و بحران سرسام ، بيشتر به عرق باشد و يا به رعاف . و بحران بلغمى و تب ربع ، به عرق باشد يا به اسهال . و آماس جگر اگر جانب مقعر بود ، بحران به عرق كند يا به قىء يا به اسهال . و اگر جانب محدب بود ، به عرق كند يا به ادرار . و بحران امراض سر ، به مخاط باشد يا به دمعه يا به صديد كه از گوش پالايد . و بحران أعلال اعضاى تنفس ، به نفث باشد و بحران مادهء رقيق به عرق باشد و بحران معتدل به رعاف بود يا به ادرار يا به اسهال يا به قى . و افتتاح خون بواسير در اكثر امراض ، بحران نيك باشد ؛ خاصه آن را كه معتاد بوده باشد . بهترين و تمامترين بحرانها رعاف است ، پس اسهال ، پس قى ، پس ادرار بول ، پس عرق . [ 1460 ] فايده : در شناختن آنكه بحران از كدام جهت خواهد بود : امّا نشان ميل ماده به سوى بالا ، هفت است : يكى ، صداع . دوم ، دوار و ثقل صدغين . سوّم ، طنين و دوىّ . چهارم ، گوشها به يك بار كر شدن . پنجم ، پيش ازين نشانها يا همراه آن گرانى در گوش و تنگى در تنفس پيدا بودن . ششم ، سر پهلوهاى شكم بالاتر كشيده شدن بىدرد . هفتم ، سر گرم بودن . پس اگر با اين نشانها چشم خيره شود و لب زيرين اختلاج كند و آب از دهان آيد و غثيان افتد يا فم معده درد كند و دل بطپد ، بايد دانست كه بحران به قىء خواهد شد ؛ خاصه اگر تب صفراوى باشد و در آن حال روى زرد شود . و اگر پيش چشم خطهاى سرخ نمايد و روى و بينى و چشم سرخ گردد و ناگاه اشك از چشم بيرون شود و بينى بخارد و رگهاى سر ضربان كند ، بايد دانست كه بحران به رعاف خواهد شد خاصه اگر بيمارى دموى بود و بيمار جوان باشد .