مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
1111
طب اكبرى ( فارسى )
سخت بد باشد . [ 1456 ] تنبيه : روزگار بيمارى ، بعضى روزهاى بحران باشد و آن را « ايّام الباحوريّه » گويند و بعضى روزهاى خبر دهنده باشد كه بحران كى خواهد بود و آن را « ايّام الانذار » گويند و بعضى روزها نه از باحورى باشد و نه از انذار امّا به حسب انحراف ، بحران در آن واقع مىشود و آن را « ايّام الواقع فى الوسط » گويند . امّا روزها كه در آن بحران افتد و تمام و نيك باشد ، يازده روز است : چهارم و هفتم و چهاردهم و بيستم و بيست و يكم و بيست و چهارم و بيست و هفتم و سى و يكم و سى و چهارم و سى و هفتم و چهلم . و آنكه در وى گاهى بحران باشد و گاهى نه و مسّمى است به ايّام الواقع فى الوسط ، شش روز است : سوّم و پنجم و نهم و يازدهم و سيزدهم و هفدهم . و آنچه در وى بحران ناقص باشد و با رنج و با خطر بود ، هشت روز است : ششم و هشتم و دهم و دوازده و پانزده و هجدهم و نوزدهم . و آنچه در وى بحران نباشد ، سيزده روز است : بيست و دوم و بيست و سوّم و بيست و پنجم و بيست و ششم و بيست و هشتم و بيست و نهم و سىام و سى و دوم و سى و سوّم و سى و پنجم و سى و ششم و سى و هشتم و سى و نهم . از جملهء روزها كه در وى بحران افتد يا نه افتد ، سى و هشت روز باشد على الاصح . و بعضى روز اوّل و دوم را نيز از روزهاى بحران شمردهاند ؛ زيرا كه حمى يوم [ در ] روز نخست يا دوم بگذرد و گذشتن ، [ علامت ] تغير حال است و هو البحران . اين همه كه گفته شد از تعدد ايّام باحوريه ، در امراض حادّه واقع مىشود و بحران همه بيمارىهاى حادّه در اكثر به روزها و نوبتهاى طاق [ يعنى فرد ] باشد ؛ لهذا بحران غبّ ، روز يازدهم بيشتر از روز چهاردهم چشم دارند . و در بيشتر امراض ، دور تبها همچون در روزهاى بحران باشد ؛ مثلا هفت دور غب همچون هفت روز تب محرقه باشد و صعوبت و قوت بحرانها تا روز هشتم باشد و از پس آن آهستهتر باشد . بايد دانست كه بعضى بحرانها هر چهار روزى باشد و بعضى هر هفت روزى و بعضى هر بيست روزى . و قوت بحران چهارگانى ، تا بيست روز تمامتر بود و قوت بحران هفت گانى ، تا چهل روز باشد امّا در امراض مزمنه ، عدد ماه و سال همچون عدد روزهاى بيمارىهاى حادّه باشد ؛ چنانچه در ربع سوداوى و بلغمى ، هفت ماه همچون نوبت غب