مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
1106
طب اكبرى ( فارسى )
خرد مصوص كرده موافق باشد . و بيضهء مرغ نيم برشت نفع تمام دارد و پنير تر شور ناكرده باك نباشد و زيربا كه سخت ترش نباشد به دراج و چوزه مرغ خانگى و مغز بادام بسيار و شكر چاشنى كرده نيكو باشد . و از فواكه ، انار املسى و سيب شيرين رسيده و تربز و عنّابتر اندكى روا باشد . و از شيرينى ، حلواى تر كه از شكر و روغن بادام و تخم خشخاش تر سازند موافق است . و اگر تخم خشخاشتر نباشد ، مغز تخم كدو شيرين و مغز تخم خيار و خيار بادرنگ و مغز بادام كوفته بدل آن كنند . و نان فطير نشايد داد و آب بسيار و شديد البرودت زيان كلّى دارد و حرارت غريزى را بميراند يا به دق الشيخوخه بازگرداند . [ 1449 ] انتباه : تا ممكن باشد احتياط بايد كرد تا طبع نرم نشود و هروقت كه نرم شود ، غبيرا و زعرور و شاهبلوط سود دارد . و هرگاه مدقوق ضعيف و بىقوت شود چنانكه غشى افتد ، ماء اللّحم « 1 » بايد داد . [ 1450 ] تنبيه : بايد دانست كه اگر تب دق به مرتبهء اول بود ، حاجت به ترطيب و تبريد بسيار نباشد مگر آنكه به ذبول انجامد و اين همه مبرّدات و مرطّبات مشروحا ذكر يافته به حسب حاجت اخذ نمايند . [ 1451 ] فايدهء [ ششم ] : اندر تدبير دق پيرانه كه مسمى است به دق الشيخوخه و دق الهرم . بايد دانست كه اين مرض از جنس حميات نيست امّا عادت اطبا برآن رفته كه در ذيل تب دق اين را نيز ضبط نمايند جهت مشابهت كه ميان مدقوق حقيقى و الهرم است ؛ زيرا كه در اين مرض ، آدمى به صورت مدقوق مىماند و به روزگار پيرى نارسيده به احوال پيران مىگرايد ؛ لهذا « دق الشيخوخة » خوانند . و اين مرض پيران را بيشتر از آن افتد كه جوانان را و جوانان را بيشتر از آن افتد كه كودكان را . اسباب دق الهرم ، پنج است : يكى ، آنكه آب سرد بىوقت خورده شود چنانچه عقب
--> ( 1 ) . صفت ماء اللّحم : گوشت بزغاله بستانند و سپيدى از وى جدا سازند و سرخى را كباب كرده در پاتيلهء سنگين اندازند و قدرى گلاب برچكانند و سر پاتيله بپوشند و بر آتش نرم گذارند تا آب از گوشت جدا شود و گوشت هنوز ناپخته باشد كه آب او از وى بردارند و گوشت نيز بيفشارند تا هيچ ترى در گوشت نماند پس اين آب را كه از گوشت جدا شده باز در پاتيله كرده بجوشند تا پختهتر و خوش تر گردد و قدرى نمك و گشنيز خشك اندر افكنند و بخورانند تا بامر اللّه حفظ قوت نمايد .