مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
1097
طب اكبرى ( فارسى )
است و از اخراج خون ، تن سرد شود و خلط خامتر گردد و هضم باطل شود . [ 1432 ] انتباه : آنجا كه در باطن آماس بود ، مثلّث و قىء رخصت نباشد بلكه هيچ علاج روا نبود ؛ زيرا كه اميد نجات مفقود است ؛ و ليكن از آنكه دست از علاج كشيدن پردهء غيب دريدن است و بيمار را نااميد ساختن و مورد « لا تيأسوا من روح اللّه » گشتن ، تدبير اين موقوف بر رأى طبيب است كه آنچه به ورم اليق و به غشى اوفق بود ، توكلا على اللّه استعمال مىنموده باشد و در رعايت قوت همىكوشد . [ 1433 ] نوع دوم : اندر حمى غشيه كه از صفرا افتد اين ، چنان باشد كه صفرا رقيقتر شود و عفن گردد و ميل به سمّيت نمايد و عند حركت ماده از حرارت تب قدرى از آن مادهء سميه به دل ريزد و غشى آرد . و علامت او آن است كه در اكثر به دور غبّ آيد و بدن به زودى به لاغرى گرايد و در يك نوبت يا دو نوبت فتور و سقوط قوّت و نبض رو نمايد و در مدت اندك ، احوال مريض چنان شود كه بيمار سالها است . و اين تب ، اكثر در ابدان گرم كه در غايت حرارت و يبوست بود عارض شود . و حمى غشيه كه از مادهء رقيقهء سميهء صفراويّه حادث گردد و به دو سه روز قوت ساقط كند ، ردىّ و مهلك باشد ؛ خصوصا اگر در معده و جگر ورم باشد . [ 1434 ] فايده : حمى غشيه كه به سبب غم و هم يا بىخوابى يا استفراغ كثير واقع شود ، اسلم بود . علاج : هر لحظه ماء الشعير به آب انارين بدهند و آب خرفه و تخم خيارين و شربت بهى و سيب و صندل و فواكه بخورانند ؛ خاصه بر برف سرد كرده . و بر سينه ، صندل و گلاب ضماد نمايند و برگ بيد بر روى گلاب پاشيده در فراش اندازند و رياحين خوشبوى و فواكه عطره ببويانند و مسكن را بيارايند به روايح طيبه . و اگر طبع قبض بود ، به آب شعير و آب كدو سرد كرده حقنه نمايند . و چون وقت نوبت قريب رسد ، نان در آب انار ميخوش يا در آب ليمو يا ريواج تر كرده چند لقمه بخورانند تا از همه جهت ترشى معده را قوت دهد و مانع كثرت انصباب صفرا گردد و باشد كه منع تام نمايد . و چون غشى افتد نيز نان به چيزهاى مذكور تر كرده در حلق بايد انداخت رقيق كرده . و اگر تب شديد الحرارت بود ، قرص كافور و مانند آن بايد داد و از اشربه هرچه دهند بر برف و يخ سرد كرده بايد داد و هرچه در محرقه مذكور است استعمال بايد نمود . و آنجا كه در معده و جگر ورم باشد ، به حسب او تدبير بايد كرد تا باشد كه به تقدير شفا موافق آيد .