مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
1087
طب اكبرى ( فارسى )
چيزى نبايد خورد كه زيان كلى دارد و روزه و گرسنگى و تشنگى و تناول بقول و حبوب كه در آن سال روئيدن باشد منع است . و از آنكه به فساد هوا و ارض آب نيز فساد مىگردد ، احوط آن است كه آب را جوشيده خورند و از آبهاى چاه و حوض احتراز فرمايند و آب انهار اختيار نمايند و آب باران نشايد خورد . و آنجا كه فساد هوا عام بود ، هواى خانه بهتر از هواى صحرا باشد و الّا هر جا كه فساد نبود بهتر است چه صحرا و چه خانه . و روغن گاو به وفور خوردن و بر بدن ماليدن درين ايام نفع تمام دارد . [ 1420 ] مقالهء [ پنجم ] : اندر حمى جدرى و حمى حصبه بايد دانست كه جدرى و حصبه و حميقا اگرچه در امراض جلد به مقالهيى مستقله ذكر خواهد يافت امّا درينجا كه مبحث حميات است بيان تبى كه لازم جدرى و حصبه است واجب ديدهاند . و اين هر دو از جوشيدن خون عارض شود ؛ خواه غليان او بر سبيل تصرف طبيعت باشد چنانچه در سن طفوليت پديد آيد به واسطهء پختن خون خام ؛ زيرا كه خون كودك ، خام و تر بود و ممكن نيست كه چيزى گرم و تر پخته شود و از حالى به حالى بگردد بىآنكه بجوشد و چون خون بجوشد ، اكثر آن است كه بر جلد بثور ظهور نمايند و كمتر باشد كه چون خون بجوشد و پخته شود بر ظاهر چيزى از بثور پيدا نيايد ؛ « كما هو يشاهد فى بعض الاطفال » و خواه غليان بر وجه ناطبيعى باشد ؛ چنانچه بروز مىنمايد در ابدان مستعدهء او از ثوران اخلاط به اسباب خارجيه يا داخليه و اين هر دو از جمله بيمارىهاى وباست يعنى [ مثل و با واگير است و لذا ] هرگاه در ولايتى ظاهر شود ، در آن فصل خلقى بسيار بدان بيمارى گرفتار شود . [ 1421 ] فرق درين هر دو [ از جهت نوع ورم ] آن است كه مادهء جدرى كه آن را آبله و نغزكان « 1 » گويند ، خونى باشد گرم و كثير المقدار و به رطوبت مايل [ و ] از آن است كه دانهء او بزرگ حجم باشد به مثابهء عدس بزرگ يا بزرگتر از آن و از بدن برداشته بود و به زودى ريم كند و در ابتدا سرخ باشد و نزديك نضج به سپيدى زند . و گاه باشد كه هم از ابتدا سپيد يا زرد برآيد و قليل المقدار و پراكنده بود و اين اسلم است خاصه اگر بتمامه زود برآيد و زود پخته شود . و گاه باشد كه پهلو دارد [ و ] در هم پيوسته و كثير المقدار بود
--> ( 1 ) . در سه نسخه ، چنين ضبط شده ؛ اما در نسخهء اردو ، « لغزكان » است . م .