مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

1070

طب اكبرى ( فارسى )

يكى ، آنكه بلغم شور و كثير الحرارت در رگ‌هاى نواحى معده و جگر و دل عفونت گيرد و اين را نيز محرقه گويند ؛ چنان‌چه در محرقه گفته شد . دوم ، آنكه نه چنين باشد . و مقصود در اينجا همين است و تب لازمه بلغمى مسمّى است به « لثقه » « 1 » به كسر لام . علامت او همان است كه در نايبه گفته شد مگر آنكه درين تب اندر ابتدا لرزه هرگز نباشد امّا برد و قشعريره گاه بود كه باشد و گساريدن او سخت پوشيده بود و عرق نكند مگر آن روز كه تب رها كند بتمامه . [ 1396 ] ببايد دانست كه اين تب پاره‌يى به دق مشابهت دارد ؛ زيرا كه حرارت او نرم و لازم مىباشد و چون دست بر بدن گذارند حرارت محسوس نمىگردد مگر آنكه زمانى دست نهاده دارند و بدين سبب طبيبان جاهل آن را دق پندارند . و قال « شارح الاسباب » : « و قد رأيت كثيرا من المدقوقين عالجهم الجهّال لهذا الاشتباه بعلاج اللثقة و استعمال المسخّنات القوية و المسهلات الحادّة و غيرها فقتلوهم ظلما » « 2 » . پس واجب آمد كه بينهما فرق بيان كنم تا طبيب غير ماهر مغالطه نخورد و از ظلم ايمن ماند و الّا فرق بينهما نزد عالمان اظهر من الشمس است . كذا قال « شارح الموجز » : « حمّى اللثقة يحدث عن عفونة البلغم و فيها أعراض العفونة و الإمتلاء ظاهرة و فى الدقّ علامات الجفافة و عدم الإمتلاء باهرة فكيف يشبه تلك بذلك . اللّهمّ إلّا أن يقال إنّ هذا الإشتباه إنّما يقع عند أوايل الدقّ و أوايل اللثقة ؛ لأنّ فى أوايلها لا يظهر آثارهما ظهورا بيّنا » « 3 » . بالجمله ، فرق آن است كه لثقه پس از تناول غذا مشتد نمىگردد و سحنه ممتلى و منتفخ مىباشد و نبض ، صغير و ليّن مىبود و ايضا تقدم تدابير بلغم‌افزا چون كثرت اكل و شرب و عدم استفراغ و استحمام بر آن گواهى مىدهد و تب [ و ] برد در مواظبه اشتداد مىكند و نيز سن و بلد و وقت شاهد اوست ؛ بخلاف دق كه نبض درو صلب و ممتد بوده و

--> ( 1 ) . معالجات واعظى : Asthenic fever . ( 2 ) . ترجمه : « كرمانى » مىگويد : من بسيارى از بيماران مبتلا به دق را ديدم كه پزشكان نادان به جهت همين‌كه علامتش با لثقه مشابه است آنها را با درمان لثقه - يعنى مسخّنات قويه و مسهلات حاده و غيره - علاج كرده‌اند و ظالمانه آنها را كشتند . م . ( 3 ) . ترجمه : « شارح موجز » [ در فرق لثقه و دق ] گفته است : لثقه از عفونت بلغم است و علامات عفونت و امتلاء در آن آشكار است اما در دقّ علامات خشكى و عدم امتلاء به روشنى آشكار است و اينها چگونه مىشود كه با هم اشتباه شوند ؟ ! مگر اينكه كسى بگويد در اوايل دق و اوايل لثقه به هم مشتبه مىشوند چون در آن اوايل آثار [ ويژهء ] هيچ‌يك بروز كامل ندارد . م .