مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
1067
طب اكبرى ( فارسى )
نهم ، آنكه ابتدا به برد و نافض كند و شدت و خفّت نافض و برد به حسب اصناف بلغم است ؛ مثلا اگر زجاجى بود ، نافذ شديد باشد و اگر حامض بود ، برد شديد باشد . و اگر مالح بود ، ابتدا به قشعريره كند و نافض ضعيف باشد و برد نيز مشتدّ نبود . و اگر مادهء تب بلغم حارّ بود ، اكثر آن است كه تا چند نوبت از قشعريره و برد و نافض هيچ پديد نمىآيد . هر چونكه باشد از ديگر تبها كمتر بود سرماى او ؛ بهر آنكه او به طبيعى نزديك است . [ 1392 ] [ فايده ] : بايد دانست كه بلغم طبيعى ، رطوبتى است سپيد و با قوام و بىطعم امّا طعم بلغم ناطبيعى ، يا شيرين بود يا شور يا ترش [ است ] و اگر سخت گرم شود ، از شورى به تيزى گرايد و آن را بورقى گويند و حكمه حكم الصفرا . و گاه باشد كه قوام بلغم همچون آبگينهء گداخته گردد و آن را زجاجى خوانند و هم آنكه چون دست بر بدن گذارند ، حرارت يكسان باشد و هرگاه به موضعى دست نهاده دارند ، آن موضع گرمتر شود گويا چيزى گرمتر از قعر تن به ظاهر مىبرآيد . [ 1393 ] فايده : تب مذكور اكثر به صبيان و عورات و خصيان و مرطوبيان و مردمى را افتد كه چيزهاى بلغمافزا بيشتر خورند و استفراغ كمتر كنند و در هواى سرد و تر پديد آيد و زمان نوبت او بيشتر در چاشت بود [ و ] بعد از آن به ميان روز رسد . علاج : تدبير صواب آن است كه تا يك هفته سكنجبين سادهء عسلى و كشكاب كه درو اندكى باديان و نخود پخته باشند و ماء العسل كه در وى زوفا پخته باشند همى دهند . و كذلك سكنجبين با گلقند يا گلقند همراه گلاب و باديان و مانند آن هرچه خفيف التلطيف بود . و از پس يك هفته قىء فرمايند و اگر مانعى نبود ، بهترين وقت قى ، هنگام آغاز نوبت است . و موافقترين مقيئات ، سكنجبين عسلى است يا قندى با آب گرم آميخته به حسب ماده ، ليكن بايد كه سكنجبين و آب گرم كثير المقدار دهند و هرچه به آسانى برآيد هم بر آن اكتفا نمايد و الحاح در قىء نفرمايند كه اگر سكنجبين برنيايد نيز سود دارد و مادهء تب را لطيف كند و به امعا فرو برد . اگر ماده غليظ بود ، سكنجبين به آب ترب يا به طبيخ ترب آميخته دهند جهت قىء و بيشتر به تقويت فم معده كوشند و جهت تقويت معده ، گلقند با اندكى انيسون خوردن و پودينه و مصطكى خائيدن و ضماد سك « 1 » بر فم معده نهادن سود دارد . و آنجا كه قىء
--> ( 1 ) . صفت ضمادى كه فم معده را فوت دهد : سك ، سه درم ؛ لادن ، دو درم ؛ گل سرخ و قصب