مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
1061
طب اكبرى ( فارسى )
ماده برابر باشند ، در قوت علامات نيز همچنان ميان اين و آن باشد ؛ پس هر آن مقدار كه از دوازده ساعت فزون بود ، نوبت او از غبّ خالصه دور تر باشد . علاج : نظر كنند كه كدام ماده غالب است به حسب او معالجه نمايند ؛ مثلا اگر صفرا غالب بود ، علاج او به غب خالصه نزديك دانند . و اگر رطوبت غالب بود ، به علاج نائبهء بلغمى قريب شناسند . و بالجمله ، تفاوت علاج غير خالصه از خالصه به حسب دورى او از وى است . فايده : بدانند كه اگر قاروره غليظ و رنگين بود ، نخست ، فصد اولىتر باشد و در اكثر چون فصد كرده شود حاجت به تليين نيفتد و اگر از فصد مانعى بود ، از تليين طبع چاره نباشد . و تا كه اثر نضج ظاهر نشود ، مسهل قوى نشايد داد بلكه اگر رطوبت غالب بود ، مسهل خفيف نيز مناسب نيست ما دام كه نضج پديد نيايد مگر آنكه خلط منتقل بود از موضعى به موضعى و قلق آرد كه در اين حال از اسهال چاره نباشد . بدانند كه درين تب ، به شربتها و غذاهاى سرد چندان دليرى نشايد ؛ بلكه بايد كه در نضج و اسهال و ادرار و قىء و تفتيح مسام و تعريق و تنقيهء ماده بيشتر كوشند ؛ خاصه كه رطوبت غالب بود يا برابر باشد با صفرا . و نيكوترين تدابير در هر حال ، آن است كه از پس از دو سه روز خصوصا وقت آغاز نوبت قىء فرمايند . هر آن ماده كه غالب بود ، دفع او اهم باشد . و كذلك رعايت حرارت و اعانت نضج و تجويز مسهل به حسب حاجت توان كرد ؛ مثلا اگر تسكين مطلوب باشد ، هرچه در خالصه است [ كه ] مفيد باشد به قدر بايست كار فرمايند و سكنجبين ساده و بزورى بارد سود دارد . و اگر حاجت به تلطيف رطوبت و نضج او باشد ، در كشكاب ، نخود و تخم باديان و صعتر و زوفا و پودينه و سنبل هرچه لايق بود پخته بدهند . و اگر از جو و نخود كه برابر بود كشكاب سازند ، سخت نيك باشد . و سكنجبين بزورى معتدل يا حار با گلقند يا سكنجبين سرشته با آب باديان [ كه ] درو گلقند گداخته براى نضج مخصوص است . و اگر گلقند عسلى در طبيخ باديان يا عرق او بمالند و بپالايند و سركه آميخته سكنجبين سازند ، در تلطيف و نضج ، اسرع بود . و آنجا كه رطوبت غالب بود امّا اگر رطوبت برابر باشد يا كم بود ، بايد كه گلقند قندى در آب گرم بمالند و اندكى تخم باديان درو جوشانند و بپالايند و سركه افكنده سكنجبين سازند .