مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
1054
طب اكبرى ( فارسى )
همى كنند و با وى سخن گويند و آواز بلند دارند و پاىها از بن ران تا قدم بربندند بستنى كه از الم او خبر باشد . و اگر مانعى نبود ، شيافى لطيف بردارند تا طبع بگشايد و بر مهرهء گردن و ميان دو كتف حجامت فرمايند . و اگر از طلب آب غافل بود ، هر ساعت جرعهيى آب در دهان او بچكانند تا حلق خشك نگردد . و اگر حاجت آيد ، لعاب اسبغول رقيق با جلّاب خام يا به آب انار توان داد . و دانهء خرماى هندى كه با وى لختى گوشت او باشد در دهان نهادن ، دهان [ را ] تر دارد و تشنگى بنشاند . [ 1384 ] انتباه : بخار كه در محرقه بر دماغ برآيد ، يا صفراوى باشد يا رطوبى و فرق بينهما آن است كه با بخار صفرا خواب نبود و بينى خشك باشد و بخار تر منفذ بينى را تر دارد و سر گرانى و سبات و غفلت آرد . و مقصود آن است كه اگر بخار مرتفعه تر باشد ، شير بر سر دوشيدن و روغن گل و نيلوفر بر يخ سرد كرده بر سر زدن كه به تطفيه عطش مخصوص است نشايد ؛ بهر آنكه بيم باشد كه سرسام آرد . امّا اگر بخار صفراوى بود ، روغنها و آب سرد و شير همه سود دارد بر سر استعمال كردن . و هرگاه بخار تر باشد و سرخى در بينى [ و ] دردى فاحش پديد آيد ، بايد كه رعاف آورند يا ماده را به جانب پاى فرو كشند تا دماغ را ضرر نرساند . هرگاه در محرقه به سبب تشنّج خشك كه در عصبها و عضلهها افتد ضيق النفس پديد آيد ، بايد كه بر سينه و گردن ، موم روغن كه از روغن بنفشه ساخته باشند بمالند . و اگر بنفشه و خطمى خشك كوفته و بيخته به موم روغن سرشته استعمال نمايند ، سخت صواب باشد . و تراشهء كدو و برگ خرفه كوفته به روغن گل آميخته ضماد كردن بر سينه و گردن سود دارد . گاه باشد كه صاحب محرقه را شهوت كلبى عارض گردد و در اين حالت ، حلوا كه از ترنجبين و مغز تخم كدو و خيار و روغن بادام ساخته باشند خورانيدن ، ازالهء او نمايد . هرگاه عطسهء متواتر تولد كند و بدان سبب امتلا در دماغ و ضعف در قوت روى نمايد ، بايد كه چشم و بينى و پيشانى بيمار بمالند و بفرمايند تا به تكلّف آروغ آرد و گردن و اطراف او نيك بمالند ؛ خاصه به روغن بنفشه . و اگر قطرهيى چند به روغن بنفشهء نيم گرم اندر گوش چكانند صواب باشد . و خرقههاى نمد گرم كرده بر پس گردن و بر اطراف نهادن و از گرد و دود دور داشتن ، سودمند است .