مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
1042
طب اكبرى ( فارسى )
و به دشوارى گسارنده شود و صداعى كه بوده باشد زايل نگردد ، بايد دانست كه جنس ديگر شد ؛ پس اگر شريانها گرم بود و باقى حرارت تب اندر همهء تن هموار و آهسته باشد و بعد [ از ] تناول غذا حرارت تب ظاهرتر شود و نبض ، مستدير و با نظام بود امّا به صغر و صلابت مايل باشد ، نشان انتقال او به دقّ باشد . و اگر چشم و روى و رگها ممتلى و برخاسته شود و نبض عظيم و رخسارها افروخته ، نشان انتقال او به « مطبقهء دموى » باشد كه آن را « سونوخس » گويند . و اگر فراشا پديد آيد و نبض مختلف و صغير شود و اندرون بسوزد و تن گران گردد و رنجها بيفزايد ، نشان انتقال او به حمى عفنه باشد . بالجمله ، هرگاه حمّى يوم بگردد اندر وقت انتهاى نوبت يا در وقت انحطاط و علامتى از علامات تبهاى ديگر پديد آيد ، به حسب او تدارك كنند .