مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
1033
طب اكبرى ( فارسى )
صبغ بول پديد آيد . علاج : در آسايش و راحت و خواب كوشند چندانكه توانند . [ و ] چون تب كمتر شود ، به آب شيرين نيم گرم استحمام فرمايند و بدن را به آهستگى بمالند . و چون از استحمام فارغ شود ، تن را به منشفه [ يعنى حوله ] خشك سازند . و روغن بنفشه يا نيلوفر و يا گل و جز آن تدهين فرمايند . و به دستهاى مختلف مالش دهند به ملايمت . و باز به حمّام برند و در آبزن نشانند و آب [ را ] خشك نموده و تدهين ادهان سازند پس غذاى رطب مايل به برودت چون گوشت فراريج و پايچه و بزغاله و زردهء بيضهء نيمبرشت بخورانند . و جلّاب شكر و گلاب بنوشانند . و از جماع و چيزهاى خشكىافزا پرهيز نمايند . و پوشيدن جامهء نرم و خفتن بر بستر ملايم و فواكهات رطب مايل به برودت خوردن نفع دارد . و احتياط بايد كرد تا عرق نيايد چه در حمّام و چه در خارج . [ 1356 ] نوع دهم : آنكه از استفراغ پديد آيد « 1 » . و اين استفراغ ، عام است كه از خون بود يا از خلطى ديگر و بنفسه عارض شده باشد يا به خواهش ؛ چنانچه پس از ادويهء مسهله و مقيئه و بعد از فصد حادث گردد . امّا حدوث تب بعد [ از ] قىء و اسهال جهت آن است كه روح گرم مىشود و تعب مىكشد از حركت اخلاط . امّا پس از برآمدن خون جهت آن است كه صفرا غالب مىآيد و خون باقى گرمتر مىگردد جهت زوال رطوبت مقام [ يعنى پابرجا ] و بدان سبب أبخرهء دخانى متولّد مىشود و روح را گرم ساخته [ و ] تب مىآرد . و علامت او آن است كه بعد [ از ] استفراغ پديد آيد . علاج : اگر تب به سبب اسهال و قىء بود و سبب باقى باشد ، به حبس او كوشند از آن چه در خور او بود و در مبحث قىء و اسهال ذكر يافته . و پشمى به روغن مصطكى يا روغن سنبل تر كرده بر فم معده نهادن گرماگرم نفع تمام دارد . و كذلك اضمدهء ديگر ؛ زيرا كه هرچه نيم گرم بود ، سستى آرد . آنجا كه سخت گرم باشد و تشنگى پيدا بود ، صندل و گل سرخ و اقاقيا و سك به آب آس و گلاب بر دل و جگر ضماد سازند [ تا ] حرارت بنشاند و اسهال و قىء بازدارد . و غذا ، ارز دهند با ترشى انار دانه يا زرشك يا سماق كرده . و آنجا كه به سبب افراط اسهال و قىء ضعف تمام روى نموده باشد ، نافعترين اشيا ماء اللحم است و بهترين ماء اللحم در اينجا آن است كه « صاحب ذخيره » در اين مبحث
--> ( 1 ) . قاموس القانون : Eyacuative ephemeral fever .