مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

1013

طب اكبرى ( فارسى )

است و اين مفصل غاير و عميق و در گوشت پوشيده است ، نشان او بر آن موضع چندان پديد نمىآيد ، مگر آنجا كه امتلاى شديد در مفصل افتد از كثرت ماده [ كه ] در اين صورت رنگ موضع نيز گواهى مىدهد بر نوعيت خلط حاصل . و سبب خاص درد ورك آن است كه بر چيزهاى صلب نشستن و ادمان [ يعنى مداومت بر ] سوارى اتفاق افتد . علاج : اگر علامت خون ظاهر باشد و مانعى نبود ، نخست فصد باسليق كنند از دست مقابل و رگ معلول . و زنهار رادعات و قابضات طلا ننمايند در اينجا و در عرق النّسا ؛ زيرا كه ماده در مفصل عميق است و رادع آن را همان جا محتبس خواهد ساخت و از تحليل بازخواهد داشت ؛ بلكه گاه باشد كه مفصل را به خلع مهيا گرداند ؛ پس در اين امراض سزاوار آن است كه در ابتدا براى تسكين درد چيزهاى مرخى كه شديد الحرارت نبود ضماد نمايد ؛ چون تخم كتان و بابونه و روغن شبت و مانند آن . و اگر از روى خطا رادع استعمال نموده آيد و بدان سبب خوف خلع مفصل روى نمايد ، به زودى تدارك كنند و آن ، چنان باشد كه به حمّام نيم گرم برند و طبيخ حشايش مرخيهء نيم گرم ريزند و در شير تازهء نيم گرم نشانند . و ديگر معالجه همانست كه در وجع مفاصل دموى ذكر يافته . اگر علامت بلغم پيدا بود ، نخست قىء فرمايند به طبيخ تخم ترب و شبت و عسل آميخته . و براى اسهال ، حب شيطرج و حب منتن و مانند آن دهند . و بعد [ از ] نضج ماده ، حقنهء گرم و شافه كه در وجع خاصره مذكور شد به كار برند و روغن فرفيون با جندبيدستر بمالند و چيزهاى محلّل ضماد نمايند و به طبيخ آن نطول سازند . و بسيار باشد كه مرض در ابتدا بود و قىء كما ينبغى استعمال نموده آيد و به همين قدر ماده بتمامه منقلع شود . و گاه باشد كه پس از قىء و اسهال به مدرّات حاجت آيد . و بهترين مدرّات كه در وجع ورك بلغمى به كار آيد ، اين است : كمادريوس [ و ] جنطيانا ، هريك دو اوقيه ؛ زراوند گرد ، يك وقيه ؛ تخم سداب ، يك رطل بغدادى ، همه را كوفته و بيخته ، مقدار سه درم ازو با سه درم شكر بدهند با آب يا عرق باديان . و نيكوترين تدابير ، فاقه كشيدن است و متروك الرّياضت را به رياضت پرداختن ؛ امّا بعد [ از ] تنقيه [ باشد ] تا حركت رياضت مزيد سبب نگردد . هرگاه ازين تدابير نفع پديد نيايد ، در آن كوشند كه ماده از عمق مفصل به ظاهر منجذب شود و براى اين كار ، محجمهء نارى نهادن و به آب گوگرد نشستن سود دارد . و اگر