مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
1011
طب اكبرى ( فارسى )
سورنجان « 1 » دهند و بعد از نضج ماده ، حضض و صبر و صندل و شياف ماميثا [ و ] زعفران ، هريك دو درم و گل ارمنى ، يك درم و كرنب سوخته ، چهار درم ، جمله را نرم كوفته به آب عنب الثعلب و كاسنى بسرشند و ضماد نمايند . و آنجا كه درد به صعوبت بود ، زعفران و افيون [ بهطور ] برابر با شير بسايند و با شمع و روغن گل با روغن كنجد آميزند و طلا فرمايند . و لوبيا در آب پخته [ و ] كوفته ضماد كردن ، محلّل مادّه و مسكن وجع است . صفت حبى كه درد مفاصل را كه از بلغم و صفرا بود سود دارد : صبر ، يك درم ؛ سورنجان ، چهار دانگ ؛ هليلهء زرد ، چهار دانگ ؛ گل سرخ [ و ] مصطكى ، هر واحد يك دانگ ، جمله يك شربت است كوفته و بيخته به آب يا گلاب حب سازند و فرو برند . و اگر به جاى صبر ايارج فيقرا آميزند بهتر بود . باقى علاج از نوع صفراوى و بلغمى اخذ نمايند و مركب ساخته استعمال فرمايند . و مسكنات وجع بالا مكرر ضبط يافته به حسب حاجت به كار برند . [ 1326 ] قسم دوم : در نقرس « 2 » او ، عبارت است از وجع و ورم كه در مفصل كعب و اصابع پاى پديد آيد و اين درد بيشتر از انگشتان پاى خاصه از نر انگشت ابتدا كند [ و ] لهذا « ابن هبل » گفته : « و مفصل إبهام الرّجل يسمّى نقوروس و من هذا اللفظ أخذ اسم النقرس تسميته للحال بإسم المحلّ » « 3 » . و گاه باشد كه از اسفل قدم پا يا از پهلوهاى قدم برخيزد و تمام قدم را در
--> - سپيد ، هريك يك مثقال ؛ كتيرا ، دانگى ؛ حبّ النيل ، نيم درم ؛ شحم حنظل ، دانگى ؛ نمك هندى ، دانگى و نيم ، كوفته و بيخته به آب كرفس حب سازند . شربت ، سه درم . و اگر مريض قوى بود و طبيعت او سهل الاجابت نباشد ، جمله [ را ] يك شربت كنند [ كه ] وجع المفاصل و نقرس و عرق النسا و وجع الورك را كه از برودت بود سود دارد . ( 1 ) . صفت مطبوخ سورنجان : هليلهء زرد ، بيست درم ؛ بنفشه [ و ] گل سرخ ، هريك پنج درم ؛ تخم كاسنى ، سه درم ؛ سورنجان نيم كوفته ، دو درم ؛ پودينه ، شاخى چند - و اگر پودينه نباشد ، يك درم مصطكى عوض او كنند - ، و جمله را در سه رطل آب بجوشانند [ و ] چون يك رطل بماند بپالايند . شربت ، دو اوقيه به شكر شيرين ساخته و اگر به جاى شكر ترنجبين اندازند ، بيشتر تليين نمايد . ( 2 ) . قاموس القانون : Podagra ; gout . ( 3 ) . ترجمه : « ابن هبل [ در وجه نامگذارى نقرس ] گفته است كه چون مفصل انگشت شصت پا را -