مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
718
طب اكبرى ( فارسى )
[ 1007 ] فصل [ سيزدهم ] : در حصاة الكبد « 1 » سبب تولد حصاة ، در مرض كليه در مبحث حصات الكلى گفته آيد . و علامت وى آن است كه هرگاه طعام در معده هضم شود و صفوت كيلوس به سوى جگر ميل نمايد ، عارض گردد و خلش و درد جگر لازم بود و ورم و صلابت عامه نبود . و قيد صلابت عامه ، از آن كرديم كه گاه باشد كه در بعض اجزاء جگر صلابت ملموس شود . « و هو موضع الحصاة و الرّمل » « 2 » . و ايضا هرگاه فصد كنند ، خاصه باسليق ايمن و سر رگ فراخ باشد ، زير خون چيزى شبيه به رمل دريابند . و قال « السديدى » : « إنّى فصدت و فى دمى رملا كثيرا فغسلته و امتحنته فوجدته رملا بزيقا و كنت أجد هذه العلامات فى كبدى فأيقنت أنّ الرّمل يتولّد فيه » « 3 » . علاج : نخستين ، منقّيات حصات كه در حصات كليه گفته آيد بدهند . و بعده [ يعنى پس از آن ] مدرّات نوشانند تا پاك گرداند . و هرچه در حصات الكليه گفته آيد ، علاج اين است .
--> ( 1 ) . قاموس القانون : Hepatic calculus ; hepatolith . ( 2 ) . ترجمه : « يعنى اين محل صلابت ، محل تشكيل سنگريزه در كليه است » . ( 3 ) . ترجمه : « كازرونى گويد : من فصدى نمودم و ديدم در خونم قدر زيادى شن خارج شد و وقتى آنها را بررسى كردم ، ديدم كه شنهايى لزج هستند و چون اين علامات [ يعنى علائم بيمارى حصاة الكبد ] را در خود داشتم ، پس يقين كردم كه در كبدم سنگ متولد مىشود » . م .