مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

972

طب اكبرى ( فارسى )

[ 1297 ] فصل [ يازدهم ] : اندر ناصور رحم اطلاق ناصور [ در ] وقتى كنند كه بر قرحه مدتى گذشته باشد . و قال « شارح الاسباب و العلامات » : « النّاصور لا يطلق على القرحة إلّا إذا بعد عهدها و مضت عليها مدّة من وقت الإنفجار و أقلّها أربعون يوما » « 1 » . و علامت وى آن است كه پيوسته زرداب سايل بود و درد لازم باشد . علاج : ادويهء منقّيه و مجففّه كه در حق قروح رحم گفته شد استعمال نمايند ؛ امّا آن چه قوىتر بود برگزينند و زنهار دستكارى ننمايند به آهن كه در وى خوف كزاز و اختلاط عقل و غشى است . و اگر بدن ممتلى بود از فضول ، فصد و مسهل به حسب حاجت به كار توان بست تا بر تجفيف يارى دهد . [ 1298 ] فصل [ دوازدهم ] : اندر سيلان رحم « 2 » وى آن است كه رطوبت پيوسته [ از ] رحم برآيد به سبب ضعف غاذيهء او . و اين فضول كه از رحم آيد ، يا بلغمى بود يا صفراوى يا سوداوى يا دموى ؛ يعنى دم غالب باشد ؛ زيرا كه اگر خون خالص برآيد ، آن را استحاضه گويند نه سيلان رحم . و علامت غلبهء خلط ، ظاهر است از رنگ او و جز آن . و راسخ‌ترين استدلال آن است كه زن خرقه [ يى را ] بردارد و بعد از خشك شدن خرقه به لون آن نظر كنند . و صاحب سيلان رحم ، مسقط الشهوة [ يعنى بىاشتهاء ] و متغير اللّون [ يعنى رنگ پريده ] و متهبّج الوجه و العين [ يعنى داراى

--> ( 1 ) . ترجمه : « تنها به زخمى ناصور مىگويند كه كهنه شده باشد و از مدت سر گشادنش حد اقل 40 روز گذشته باشد » . م . ( 2 ) . قاموس القانون : Leucorrhoea ; fluoralbus ; whites .