مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
970
طب اكبرى ( فارسى )
[ 1294 ] فصل [ هشتم ] : اندر بواسير الرحم « 1 » بايد دانست كه همچنان كه در مقعد فزونىها ظاهر مىشود ، در عنق رحم نيز پديد مىآيد از خلط سوداوى . و اين فزونىها اگر در ظاهر او باشد آسان مىنمايد و اگر در باطن او بود ، غاير باشد [ و ] چون دهن رحم را بگشايند ظاهر مىگردد ، خاصه اگر آئينه مقابل او دارند ؛ پس اگر هنگام هيجان و امتلا و احتباس خون بود ، فزونىها ممتلى و سرخ و با الم باشند و گرنه رطوبتى شبيه به دردىّ كه مايل باشد به سياهى سايل شود و فزونىها زرد و باريك و بىالم بوند . علاج : جهت تنقيهء سودا ، رگ زنند و مطبوخ افتيمون دهند و براى اصلاح خون [ از ] اغذيهء مرطبه چون گوشت برّه و بزغاله و مانند آن خوردن فرمايند . و به واسطه تحليل و تجفيف ، روغن نرگس و سوسن بمالند . و اين مرهم استعمال نمايند : اقليميا ، زردچوبه و مرداسنگ ، از هريك سه درم ؛ موم سپيد ، پنج درم ؛ روغن خستهء زردآلو يا شفتالو ، بيست درم ، مرهم سازند چنانچه رسم است . و ديگر تدابير همان است كه در بواسير المقعد گفته شد . آنجا كه دوا سود ندهد ، قطع نمايند آن را به آهن « 2 » يا به ابريشم « 3 » به شرطى كه فزونىها ظاهر بود و عريض نباشد . و اگر غاير بود يا عريض باشد ، دست از قطع بازدارند و به جز ادويهء مجففه كه آن هم ذى حرقت نباشد به كار نبندند .
--> ( 1 ) . قاموس القانون : Polypus nasi . ( 2 ) . طريق قطع به آهن آن است كه فزونىها را به آلتى كه مخصوص بدين كار است بگيرند و ببرّند و بعده [ يعنى پس از آن ] از مقراض بيخ وى [ را ] قطع نمايند . تا هيچ نماند . و عقب آن ، گل ارمنى و كهربا و شاخ گاو كوهى و كاغذ سوخته بر وى پاشند . ( 3 ) . طريق قطع به ابريشم چنان است كه بيخ باسور را به ابريشم تافته محكم بربندند و رها كنند و بعد از آن خرقه [ يى ] را به روغن بادام آلوده بر او گذارند . و بعد از آن لعاب تخم كتان و روغن بادام و زعفران ضماد فرمايند تا آنكه ساقط شود . و بواسير المقعد را نيز بدينطريق توان برند .