مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

955

طب اكبرى ( فارسى )

[ 1278 ] قسم هفتم : در تدبير تسكين وجع كه در رحم افتد بعد از ولادت شربت ماء الاصول و شورباى كشك جو بنوشانند و سم استر و خر دود كنند . ديگر : تخم كتان بجوشانند و بدان آب رحم را حقنه كنند يا فرج را بشويند [ تا ] لذع رحم بنشاند . و ديگر : به شير ماده خر قبل شستن و رحم را حقنه كردن نفع دارد . ديگر : اذخر بجوشانند و آب وى بنوشند . ديگر : آب صعتر بنوشند . ديگر : طبيخ سليخه بنوشند و بدان رحم را حقنه كنند [ تا ] درد كه بعد از ولادت و پيش از حيض پديد آيد زايل شود . ديگر : پوست جو خوردن ، درد كه از گرمى بود زايل كند . ديگر : طبيخ خبازى نوشيدن و به رحم حقنه كردن ، مزيل درد است . ديگر : روغن نسرين ماليدن و برداشتن سود دارد ؛ خاصه اگر سختى نيز بر فم رحم باشد . ديگر : آب پوست خشخاش اندكى بنوشند درد عظيم بنشاند امّا تا به دواى ديگر كار گشايد اين را ندهند ؛ زيرا كه اگرچه مسكّن وجع است امّا خون را بند مىكند و بدين سبب باشد كه نخستين تسكين وجع كند بعده [ يعنى پس از آن ] جهت حبس نفاس درد قويتر از اول پديد آيد . دوايى كه درد و سختى فم رحم را سود دارد و در اخراج نفاس و رطوبات يارى دهد و قرح رحم را پاك نمايد : عسل صاف كرده ، يك حصه ؛ شير خر يا آدمى ، دو حصه ، به هم آميخته بر آتش أخگر قليل الحدت نهند تا به تدريج شير جذب شود در عسل ، پس پارچه و صوف يا بنبه بدان آلوده فرزجه سازند . [ 1279 ] فايده : وجعى كه پيش از آمدن حيض و عند مجامعت در رحم پديد آيد ، تسكين او نيز به همين نهج كنند كه گفته آمد در اين قسم . [ 1280 ] قسم هشتم : در ساقط كردن و افكندن جنين بايد دانست تا كه ضرورتى قوى نيفتد مرتكب اين امر نبايد شد ، خاصه اگر جان در او افتاده باشد و براى اين كار ، هرچه بهر اخراج جنين است و شمه‌يى گفته شد كفايت كند . ديگر : پليته از كاغذ تافته به فم رحم رسانند [ كه ] در حال بچه بيفكند ؛ خاصه اگر اين پليتهء كاغذ را به قطران يا به آب حنظل و طبيخ او يا به زهرهء گاو آلوده كرده باشند . ديگر : تخم هزار اسپند خوردن و برداشتن و روغن بلسان برداشتن ، بچه بيفكند . ديگر : انگزد و بارزد و بخور مريم مجرّب است . و گفته‌اند كه اگر زن حامله پاى بر